Super User

Super User

مخاطبین عزیز ما برای شنیدن نظرات و پیشنهادات شما، برای هر چه بهتر شدن مطالب سایت و توسعه حیطه آموزش و مشاوره هایمان، همیشه آماده هستیم.لطفا ما را در هرچه بهتر شدن فعالیت هایمان همراهی نمایید.

دوشنبه, 29 بهمن 1397 09:18

خستگی تصمیم

خستگی‌تصمیم!

?همان‌گونه که عضلات ما بعد از کارکردن زیاد خسته می‌شوند، مغز نیز بعد از تصمیم‌گیری‌های متعدد در طول روز، دچار خستگی می‌شود که به آن، خستگی‌تصمیم (Decision fatigue) می‌گویند.

?ما مدام در حال تصمیم‌گیری هستیم و با هر تصمیمی، یک قدم به خستگی‌ تصمیم نزدیک می‌شویم. هر چند همه تصمیم‌ها بزرگ و حیاتی نیستند ولی هرکدام‌شان، به‌سهم خود بخشی از انرژی مغزمان را می‌گیرند: از انتخاب بین دو نوع خمیردندان برای مسواک صبحگاهی و تصمیم‌گیری درباره این که امروز چه بپوشم تا انتخاب بین چند گزینه برای سرمایه‌گذاری و مهاجرت و ... همه و همه تصمیم‌گیری هستند.

?رولف دوبلی در کتاب "هنر خوب‌ زندگی‌کردن" می‌گوید: وقتی مغز به‌خاطر تصمیم‌گیری‌های متعدد خسته می‌شود، معمولا سر‌راست‌ترین تصمیمات را می‌گیرد که عمدتا هم بدترین است. چه باید کنیم؟

▪️وقتی از مارک زاکر برگ بنیان‌گذار فیس‌بوک" پرسیدند چرا همیشه یک‌نوع تی‌شرت می‌پوشی پاسخ داد: "نمی‌خواهم هر روز صبح درگیر تصمیم‌گیری درباره این که کدام لباس را بپوشم، باشم." او با این کار در واقع یکی از تصمیمات صبحگاهی‌اش را حذف و انرژی آن را برای تصمیم‌گیری‌های مهم‌تر کاری، ذخیره می‌کند.
برای اینکه خستگی تصمیم دیرتر رخ بدهد، تا حد امکان خود را در معرض تصمیم‌گیری‌های کم‌اهمیت قرار ندهیم.

▪️تصمیمات مهم را صبح بگیریم. یادمان باشد که هرچه از روز می‌گذرد، به خستگی‌تصمیم بیشتر نزدیک می‌شویم.

▪️وقتی گزینه‌های قابل انتخاب برای تصمیم‌گیری زیادتر باشد، خستگی‌تصمیم نیز بیشتر می‌شود. اگر برای خرید کاغذدیواری به خیابانی که بورس کاغذدیواری است برویم، تعدد گزینه‌ها ما را سردرگم می‌کند.
یکی از راه‌های مواجهه منطقی با تعدد گزینه‌ها، این است که به‌جای آن که مثلا 12 گزینه را یک‌جا بررسی کنیم و به یکی برسیم، آن‌ها را به چند گروه کوچک‌تر تقسیم کنیم و سه‌تا سه‌تا بررسی کنیم تا به انتخاب نهایی برسیم.

▪️وقتی دچار خستگی‌تصمیم هستیم، تصمیم نگیریم؛ فرصتی به مغز بدهیم تا خود را بازسازی کند. کمی استراحت و خوردن اندکی غذا که گلوکز مغز را تأمین کند، می‌تواند خستگی تصمیم را کاهش دهد. نیم ساعت خواب در وسط روز، می‌تواند در جلوگیری از خستگی‌تصمیم مؤثر باشد.

▪️انسان‌های کمال‌گرا که می‌خواهند بهترین خروجی را داشته باشند، بیش از بقیه دچار خستگی‌تصمیم می‌شوند. بهتر است به یک گام جلوتر بسنده کنیم و راحت‌تر و سریع‌تر تصمیم بگیریم. کش‌دادن تصمیم‌گیری، انرژی زیادی از مغز می‌گیرد.

دوشنبه, 29 بهمن 1397 09:13

رابطه پدر و دختری

رابطه ميان پدر و دختر، رابطه ايي سرشار از توقع و ناكامي ، تحسين و ناديده انگاري، عشق و طرد است.

شيوه هاي "پدري كردن" انواع مختلفي دارد:

١-پدر خوب : كمترين پيچيدگي را دارد؛ دخترش را بدون چشمداشت دوست دارد. هنگامي كه در كنار مردان قرار مي گيرد اجازه مي دهد كه " خودش " باشد.

٢- پدر غايب: به لحاظ عاطفي از دخترش فاصله مي گيرد . براي همين دختر به لحاظ احساسي آسيب پذير مي شود و هميشه در ولع عشق است .

٣- پدر نازپرور : طوري با دخترش رفتار مي كند كه انگار او يك كودك است، هر چه دخترش درخواست كند در اختيارش قرار مي دهد . پدر با چنين رفتارهايي وابستگي دخترش را به خودش تضمين مي كند.

٤- پدر منفعل: پدر از نقش سرپرست و رهبر خانواده كناره گيري مي كند و از آنجايي كه دختر چنين پدري مجبور است خودش پاسخ همه سوالاتش را بيابد، ديگر براي منبع قدرت احترامي قائل نيست.

٥- پدر اغواگر: رابطه اروتيك با دخترش دارد. و اگر دخترش را مورد سوء استفاده جنسي قرار ندهد، از خلال پيوندي تلويحي و ضمني دختر را - به گونه ايي نامناسب- به خودش وابسته مي سازد.

٦- پدر سلطه گر: از دختر مي خواهد كه از او اطاعت و فرمانبرداري كند و باعث مي شود دخترش هميشه دچار احساس ترس و ناامني باشد.

٧- پدر اعتياد آور : به دستور دادن اعتياد دارد و در اين زمينه از دخترش استفاده و سوء استفاده مي كند . چنين دختري به شدت كمال گرا مي شود تا بدين طريق از خودش محافظت كند.

٨- پدر آرماني شده : پدري كه دختر خود را به همسر خود و ديگر فردندان ترجيح مي دهد و باعث مي شود دخترش احساس كند شخصي خاص و منحصر به فرد است.
اين دختر سوگلي پدر است و "دختر بابا" ناميده مي شود . و از قضا براي چنين دختري خيلي دشوارتر از ديگران است كه بداند براي عشق پدر چه بهايي پرداخته است.

دوشنبه, 29 بهمن 1397 09:12

خانه های تک نفره- بخش پایانی

? خانه‌های تک‌نفره

⬅️ بخش چهارم و پایانی

? تبعات تأخیر در ازدواج

رئیس انجمن علمی روانپزشکان ایران تأکید می‌کند: مهم‌ترین چالش تجرد قطعی، ناپایداری رابطه یا تأخیر در ازدواج، نداشتن فرزند است. این افراد باوجود اینکه معمولاً تحصیل‌کرده و مستقل هستند و طبقه روشنفکر و فرهیخته جامعه را تشکیل می‌دهند در سنین بالا یا هنگام تجربه رابطه‌ای ناپایدار، تمایلی به فرزند‌آوری نخواهند داشت. این موضوع در طولانی‌مدت جامعه را در مقابل چالش‌هایی همچون سالمندی جامعه قرار خواهد داد.
بحث بعدی ساختارهای اجتماعی است به این معنا که زندگی‌ها به سمت فردی شدن و ایجاد خانه‌های تک‌نفره و خانواده‌های یک‌نفره پیش خواهد رفت؛ خودبه‌خود با افزایش خانواده‌های یک‌نفره میزان مشارکت در اداره زندگی کمتر خواهد شد. از این رو نه‌تنها مشاغل جدید ایجاد می‌شود بلکه در هنگام بیماری و سالمندی نیاز به خدمات اجتماعی افزایش می‌یابد؛ یعنی این دسته از افراد جامعه از خدمات عاطفی و رایگان بستگان محروم شده با مشکلاتی نظیر نارضایتی از زندگی و جامعه مواجه خواهند شد.

? دکتر رسولیان با اشاره به اینکه تصمیم به تجرد بیشتر در سنین ٣٥ تا ٤٥ سالگی گرفته می‌شود، بیان می‌کند: این سنین اوج شکوفایی زندگی اجتماعی و اقتصادی افراد است. از این رو فرد اگر پتانسیل روابط اجتماعی مناسبی هم داشته باشد تنها نخواهد ماند و از انتخاب خود برای مجرد ماندن راضی خواهد بود. اما از دهه ٦٠ به بعد و با نزدیکی به کهن‌سالی احساس تنهایی و نداشتن رابطه باثبات به خلأ در زندگی او بدل می‌شود. به همین جهت درصد زیادی از این افراد در سنین کهن‌سالی از انتخاب خود خیلی هم راضی نخواهند بود. البته برخی از افرادی که ازدواج کرده‌اند هم ممکن است از انتخاب راضی نباشند و از زندگی خود احساس رضایتمندی نداشته نباشند.

دوشنبه, 29 بهمن 1397 08:59

خانه های تک نفره- بخش سوم

خانه‌های تک‌نفره

⬅️ بخش سوم

? می‌خواهم مجرد بمانم

ازدواج، شکلی رسمی و قانونی به تعهدات زن و مرد می‌بخشد به‌گونه‌ای که آنها متعهد به انجام برخی وظایف نسبت به یکدیگر خواهند بود. رئیس انجمن علمی روانپزشکان ایران معتقد است همین تعهد رسمی یکی از عوامل گریز از ازدواج در جامعه کنونی است. وی تأکید می‌کند: در شرایطی که قوانین کشور تا حدودی به نفع مردان است قانونی شدن تعهدات می‌تواند یک رابطه برابر را به یک رابطه نابرابر تبدیل کند. یعنی رابطه قانونی و رسمی، حس کنترل و مداخله را در افراد تقویت کرده و افزایش می‌دهد. این موضوع در دنیای امروزی که استقلال فردی از ارکان مهم و اساسی زندگی انسان‌ها محسوب می‌شود، خوشایند و قابل تحمل نیست. در واقع هنگامی که پای قانون به میان می‌آید هردو طرف محدود می‌شوند، درحالی‌که با ازدواج‌های موقت این افراد با داشتن رابطه‌ای شرعی و طولانی نسبت به یکدیگر متعهد می‌شوند اما محدود نمی‌شوند. به‌عبارت‌دیگر این دسته از افراد همان‌هایی هستند که بیرق مخالفت با ازدواج را در دست دارند؛ درحالی‌که در عمل یک زندگی کاملاً شبیه ازدواج را تجربه می‌کنند البته با آزادی‌های بیشتر.
این متخصص می‌افزاید: یکی دیگر از دلایل عمده تمایل به مجرد ماندن، دلایل فردی است؛ به این معنا که فرد پس از تجربه یک زندگی خانوادگی پرتنش و پرکشمکش ترجیح می‌دهد تنها زندگی کند اما آن تجربه بد را تکرار نکند.

? درون‌گرایی عاملی دیگر است که به افزایش تعداد مجرد‌ها دامن می‌زند. در حقیقت انسان‌های درون‌گرا نه‌تنها از برقراری ارتباط با دیگران لذت نمی‌برند بلکه تحمل حضور دیگران برای آنها سخت است. در بسیاری از موارد این افراد اگر ازدواج کنند نمی‌توانند رابطه عاطفی ایجاد کنند و زندگی مشترک و زیر یک سقف زندگی احساس نارضایتی را در آنها افزایش می‌دهد.
اما دلیل دیگر ترس از مسئولیت‌پذیری است. این گروه درحالی‌که بسیار مسئولیت‌پذیر هستند از پذیرش مسئولیت فرد دیگر واهمه دارند. چراکه مسئولیت و تعهد در رابطه را خیلی سنگین می‌دانند و همواره نگران هستند که نتوانند از عهده آن برآیند. «اگر نتوانم چه؟» سؤال مهمی است که باعث می‌شود آنها عطای ازدواج را به لقایش ببخشند. وی تأکید می‌کند: این دسته از افراد فرآیند مسئولیت‌پذیری در ازدواج را بسیار سنگین می‌بینند چنانچه گروهی همین رویکرد را در مقابل فرزند‌آوری دارند و این فرآیند را بسیار سخت و پیچیده می‌دانند و برای رهایی از آن صورت مسأله یعنی ازدواج را حذف می‌کنند.

? وابستگی یکی دیگر از این عوامل است. افرادی که به اعضای خانواده خود مانند پدر یا مادر وابستگی دارند بخصوص اگر یکی از آنها شرایط ویژه‌ای مانند بیماری داشته باشند با نگرانی از ناتوانی در مدیریت انجام وظایف نسبت به خانواده و همچنین انجام وظایف به‌عنوان همسر در زندگی زناشویی از ازدواج سر باز می‌زنند. وابستگی‌ها باعث می‌شود این افراد با حفظ رابطه خانوادگی که در آن به‌اندازه کافی احساس آرامش و امنیت دارند به رابطه‌ای جدید وارد نشوند.
دکتر رسولیان در ادامه تغییر نیازها و انتظارات از زندگی زناشویی را به‌عنوان عامل دیگری برای تمایل به تجرد عنوان می‌کند و می‌گوید: در این روزها نیازهایی فراتر از نیاز جسمی ایجاد شده است. تعدد این نیازها به افزایش تعارضات در زندگی زناشویی منجر شده است. گفت‌و‌گو، بیان احساسات و شنیدن احساس طرف مقابل، نادیده گرفتن برخی خواسته‌های شخصی برای رسیدن به راه‌حل میانه و ادامه زندگی زناشویی بسیار ضروری است، اما بسیاری از ما این مهارت‌ها را نیاموخته‌ایم. این مهارت‌ها که بسیار پیچیده است باید از کودکی آموخته شود در غیر این صورت برای مثال فرد نمی‌تواند برای رسیدن به خواسته خود گفت‌و‌گو کند و نرسیدن به خواسته او را در معرض تجربه احساس بازنده بودن قرار می‌دهد درحالی‌که اگر به خواسته‌اش برسد هم ممکن است طرف مقابل او احساس بازنده بودن داشته باشد و این به ناخوشایند بودن رابطه منجر می‌شود. در چنین شرایطی فردی که درآمد و سرپناه و در یک کلام توانایی رفع نیازهای اولیه را دارد، آزادی، قدرت انتخاب و اختیار خود را قربانی ازدواج کردن نخواهد کرد. رابطه‌های آزادی که وجه شرعی دارد اما قانونی نیست، مانند صیغه، بسیار موردتوجه این دسته از افراد قرار می‌گیرد.
اختلاف دیدگاه با خانواده هم موضوع بسیار مهمی است به‌گونه‌ای که بسیار دیده شده نبود توافق فرد با خانواده در انتخاب همسر باعث شده او تن به ازدواج ندهد.

لطفا خودکشی نکنید! جابجاش کنید!

جان کندی تول، در سال ۱۹۳۷ در نیواورلئانز به دنیا آمد، او در ۱۷ سالگی بورسه دانشگاه تولن شد و در ۲۲ سالگی به مقام استادی کال هانتر نیویورک رسید، او جوان‌ترین استادی بود که در این کالج ادبیات انگلیسی، تدریس کرده بود. او در سال ۱۹۵۹ زمانی که برای خدمت سربازی به پورتوریکو رفته بود، ماشین تحریر دوستش را قرض گرفت و نوشتن اتحادیه ابلهان را شروع کرد.
بعد از بازگشت به آمریکا، او رمان را بارها برای ناشران بسیار فرستاد، اما هیچ یک حاضر به چاپ آن نشدند. همین ناکامی باعث افسردگی او شد، تا اینکه در ۳۲ سالگی با وصل کردن شلنگ به اگزوز ماشین و تنفس از گاز سمی خودرو به زندگی خود خاتمه داد.

اما مادرش بعد از دو سال افسردگی از دست دادن پسرش، آستین را بالا زد، و ۹ سال تمام جواب رد شنید، تا اینکه «واکر پرسی»، یکی از استادان دانشگاه لوییزیانا که از سماجت مادر به ستوه آمده بود، حاضر شد برای رفع تکلیف نگاهی به کتاب بیندازد، او در نظر داشت بالافاصله بعد از خواندن چند صفحه جواب رد بدهد، اما این استاد هر چه بیشتر کتاب را خواند، بیشتر مجذوب شد، شگفت‌زده از متن کتاب و اینکه چرا کسی متوجه این شاهکار نشده بود. پیشگفتاری برای کتاب نوشت، شمارگان چاپ نخست، تنها ۲۵۰۰ نسخه بود، اما کتاب بلافاصله بعد از انتشار غوغایی به پا کرد و سال بعد جایزه پولیتزر را گرفت و به یک و نیم میلیون نسخه رسید. به این ترتیب جان کندی تول تنها نویسنده‌ای شد که بعد از مرگ پولیتزر می‌گیرد.
جایزه پولیتزر، جایزه‌ای در روزنامه‌نگاری، ادبیات و موسیقی است که بخش‌های گوناگون دارد. این جایزه معتبرترین جایزه روزنامه‌نگاری و ادبیات آمریکاست که از سال ۱۹۱۷ هر ساله با نظارت دانشگاه کلمبیا به روزنامه‌نگاران و نویسندگان و شاعران و موسیقی‌دانان داده می‌شود.

☑️⭕️تحلیل و تجویز راهبردی
این اتفاق برای خیلی ها افتاده است. پسری که دختری را می خواسته، نرسیده. روی دختر اسید می پاشد و خودش را نیز می کشد. کتابی که منتشر نشده، پروژه ای که به پایان نرسیده، تجارتی که به شکست انجامیده، مذاکره ای که با سرانجام نرسیده؛ سرمایه ای که بر باد رفته، معاهده ای که با خیانت طرف مقابل روبرو شده. زندگی و کسب وکار سراسر ناکامی است و گاهی البته پیروزی. بنابراین ما بیش از آنکه خود را برای پیروزی آماده کنیم باید خود را برای ناکامی در اهداف آماده کنیم. در این زمینه 4 تکنیک بنیادین اما ساده قابل استفاده است:

▫️تکنیک جدایی از اهداف: باید از اهداف مان فاصله بگیریم. اولین کاری که باید انجام دهیم و یاد بگیریم این است که بدانیم ما مساوی هدف مان نیستیم. آنقدر خود را با هدف مان گره نزنیم که شکست در دستیابی به هدف مساوی با از بین رفتن من باشد. شخصیت و زندگی خود را در گرو تحقق یک هدف قرار ندهید. این تکنیک مقدمه تکنیک دوم است.

▫️تکنیک جایگزینی اهداف: عدم دستیابی به یک هدف، گاهی اوقات نشانه آن است که هدف نامناسبی را انتخاب کرده ایم. وقتی نمی توانید در یک دانشگاه معتبر در مقطع دکترا پذیرش بگیرید، شاید باید هدف تان را تغییر دهید. دانشگاه هدف تان را عوض کنید. گرایش تحصیلی را عوض کنید. یا حتی شاید لازم باشد که ابتدا در مقطع ارشد پذیرش بگیرید و سپس با یک پشتوانه قوی برای دکترا و یک دید بهتر در مورد دکترا اقدام کنید.

▫️تکنیک شکست اهداف: اهداف بزرگ را به اهداف کوچک بشکنید. آنگاه عدم دستیابی به اهداف کوچک، شکست بزرگ، تلقی نمی شود بله یک شکست کوچولو تلقی می شود که می تواند به راحتی جبران شود.

▫️تکنیک جابجایی اهداف: گاهی اوقات پیگیری هدف در یک موقعیت زمانی-مکانی اشتباه است. مثلا ممکن است شما یک ایده خیلی خوب در زمینه ماساژدرمانی داشته باشید اما کشور در شرایط جنگی است. پس یا باید کشورتان را عوض کنید (جابجایی مکانی) یا این ایده را نگاه دارید تا شرایط عوض شود (جابجایی زمانی). دلیل بزرگ بسیاری از ایده هایی که شکست می خورند، بد بودن ایده نیست. بلکه زمان یا مکان نادرست طرح ایده است.

جان کندی تول خودکشی کرد چون بلد نبود، جدایی از اهداف، جایگزینی اهداف و جابجایی اهداف را به خوبی به کار ببرد. او برای موفقیت ساخته شده بود و توانایی لازم برای مواجهه با ناکامی را نداشت. کسانی می توانند به موفقیت برسند که در شکست خوردن حرفه ای باشند.

مجتبی لشکربلوکی

ما در فضایی که اسمش را مجازی گذاشته‌ایم خرید می‌کنیم، به آدم‌هایی که هرگز ندیده‌ایم اعتماد می‌کنیم، پول به حساب‌شان می‌ریزیم، در این فضای مجازی با هم به صورت واقعی حرف می‌زنیم، از هم گله می‌کنیم، غذای واقعی سفارش می‌دهیم، اوقات فراغت‌مان را اینجا می‌گذرانیم، روزمان را آنجا شروع می‌کنیم و شب هم آخرین تصویری که می‌بینیم آنجاست، چطور اسمش هنوز مجازی است؟

? با یکی از سلبریتی‌های سینما در مورد شبکه‌های مجازی حرف زدم. اینکه تا چه اندازه زندگی‌اش را تحت تاثیر قرار داده اند.

می‌گفت فارغ از اینکه امتیازات برجسته‌ای مثل سنجیدن نبض جامعه و ایجاد ارتباط مستقیم با هواداران را ایجاد کرده، به شدت روی میزان حضور یا حذف بازیگرها تاثیر گذاشته است. بسیاری از کارگردان و تهیه کننده‌ها بر اساس تعداد فالور بازیگر انتخاب می‌کنند.

یعنی با خودشان می‌گویند فلان بازیگر چندمیلیون فالوور دارد، وقتی فیلمی که بازی کرده را توی صفحه‌اش تبلیغ کند، درصدی از آنها هم به سینما بیایند بخشی از فروش فیلم را تضمین می‌کنند.

? او هم مثل من باور داشت که ناسزاهای مجازی، دردهای واقعی به همراه می‌آورند و اصولاً دیگر مرزبندی میان دنیای مجازی و واقعی آنقدر به هم ریخته که نمی‌توان خط مشخصی برایش کشید.

زندگی ما به شدت تحت تاثیر این دنیای هنوز مرموز است. دنیایی که در حال کشف و شهود در آنیم و حتی کسانی که مدعی هستند آن را می‌شناسند وقتی با زوایای تازه اش روبرو می شوند با دهان های باز، از حرکت می‌مانند.

? فضای مجازی به زندگی واقعی خط می‌دهد، اما به شدت تحت تاثیر زیست واقعی شهروندان است و بازتابنده کنش‌های واقعی ماست.

در این فضا هرآنچه می‌بینیم و می‌شنویم انگار آینه ای است که روبه روی خودمان قرار گرفته و اصولاً با چنین رویکرد و کارکردی چطور می‌توان آن را مجازی نام گذاشت؟

? درک دغدغه کسانی که معتقدند این فضا فسادزا است، دشوار نیست اما این فضا در امتداد زندگی واقعی قرار دارد.

تکمیل کننده لذت های بشری است و خلاءهایی را برای کاربران پُر می‌کند که امکان پاسخگویی به آنها در دنیای واقعی وجود ندارد.

? وقت‌گذرانی در فضای مجازی ارزان است. وقتی سینما و تئاتر و رستوران و سفر رفتن در دنیای واقعی بسیار پرهزینه می شود، بسیاری از کاربران بر اساس اصل «وصف العیش نصف العیش» در این فضا بخشی از نیازهای حسی‌شان را دنبال می‌کنند.

اگر در دنیای واقعی مجال تامین وجود داشته باشد بعید است این همه مشتری سرگردان در این فضای معلق رها شوند.

? در بازاریابی می‌گویند در کنار خریداران واقعی، کسانی هم هستند که به آنها window shopper می‌گویند.

ویندو شاپرها کسانی هستند که به دید زدن ویترین مغازه ها علاقه دارند. در امریکا مشهور است که دید زدن ویترین مغازه ها و پرسه زدن در مراکز خرید کار مورد علاقه نیویورکی ها برای گذراندن زمان است.

در ایران هم این نوع گذران که برخی آن را «پرسه زنی در شهر» هم می‌خوانند وجود دارد، شبکه های مجازی به ویژه اینستاگرام که عکس محور است این امر را بسیار آسان، متنوع، ارزان و لذتبخش کرده است.

? آفرینندگان شبکه‌های مجازی این نیازهای بشری را شناسایی کرده‌اند و بر اساس یک رفتارشناسی و روان‌شناسی اجتماعی آن این نرم افزارها را طراحی کرده‌اند. همه گیری، اثرگذاری و نفوذ این شبکه ها اتفاقی نیست.

اگر دنبال راهی هستیم که این فضا را مدیریت کنیم، آن راه دستور نیست، بلکه شناخت جامعه واقعی و پاسخ به نیازهای واقعی مردمِ واقعی است.

دوشنبه, 01 بهمن 1397 13:20

چرا به فنا می رویم؟

سال ۲۰۱۶ کتابی منتشر شد که در طول ۱۲ ماه، سه میلیون نسخه از آن فروش رفت. مارک منسون، نویسنده کتاب هنر ظریف بی‌خیالی، در این کتاب به این می پردازد که چرا ما زندگی خود را به فنا می دهیم؟ شاید ما با همه نکاتی که او می گوید موافق نباشیم اما به نظرم مطالعه این کتاب و نکاتش می تواند ما را عمیقا به فکر ببرد. از میان نکات کتاب، سه نکته آن را انتخاب کرده ام تا شما هم به آن بیاندیشید:

۱. ما عقده ای بار آمده ایم. رسانه ها و مدرسان و مشاوران موفقیت، به ما القا می کنند که خوشحال تر باشید، سالم تر باشید، باهوش تر، ثروتمندتر، جذاب تر، معروف تر، خلاق تر، و دوست داشتنی تر. تصویر از شادکامی این است که درحالی که همسر و کودکان تان را برای خداحافظی می بوسید، در هلی کوپتر شخصی تان بنشینید و به سوی دفتر کارتان بروید جایی که شما جایگاهی مهم و شغل فوق العاده ای دارید.
اگر یک لحظه دست نگه دارید و واقعا به این ها فکر کنید، متوجه می شوید که این تصویرها و توصیه ها، در واقع بر نداشته هایتان تمرکز دارند. آن ها، کمبودها و نداشته ها و نبوده ها را نشانه می گیرند، و همان ها را برایتان برجسته می کنند و عقده نداشته ها را هر روز بزرگ تر و بزرگ تر می کنند.

۲. فکر می کنیم با «داشتن» همه چیز حل می‌شود. هرچیزی که به شما احساس خوبی بدهد پتانسیل این را دارد که احساس منفی هم به شما بدهد، همسر ایده آل شما همان کسی خواهد بود که نگران آن هستید که روزی از دستش بدهید یا همان کسی خواهد بود که با او بیشترین اختلاف نظر را خواهید داشت، شغل رویایی شما همان شغلی خواهد بود که در آن اضطراب و نگرانی را تجربه می کنید چرا که دیگران می خواهند روزی جای شما را بگیرند و شما باید برای نگه داشتن آن شغل خیلی بیشتر از حالت عادی تلاش کنید.

۳. فکر می کنيم شادکامی یعنی نداشتن مشکل. که این اشتباه است. مشکل، مؤلفه‌ ثابت زندگی است. با حذف هر مشکلی، دست کم یک مشکل دیگر زاده می شود. وقتی با خریدن عضویت باشگاه ورزشی، مشکل سلامتی خود را حل می‌کنید مشکل جدیدی به وجود می‌آید. مثلاً اینکه مجبور می‌شوید صبح زود از خواب بیدار شوید و نیم ساعت روی دوچرخه ثابت عرق بریزید و یا مشکل درد سائیدگی زانو پیدا می کنید. وقتی ازدواج می کنیم یک مشکل حل می شود و حداقل یک مشکل دیگر سر بر می آورد. وقتی پولدار می شویم، یک مشکل حل می شود و ... [زود قضاوت نکنید اصلا توصیه این نیست که با مشکلات زندگی کنیم نکته این جاست که می گوید شادکامی در نبود مشکل نیست بلکه در حل مشکل است]. برای شادکامی، به چیزی برای حل کردن نیاز داریم؛ بنابراین، شادکامی، فرآیند است و نه فرآورده. شدن است نه بودن. رفتن است و نه رسیدن.

☑️⭕️تجویز راهبردی:
تکنیک بی خیالی آگاهانه؛ اگر برای مسائل پیش پا افتاده، بیش از اندازه حرص و جوش می خورید؛ مثلاً عکس فیس‌بوک جدید همسر سابقتان، پخش نشدن برنامه تلویزیون محبوب تان، از دست دادن دیدن ۱۰ دقیقه اول مسابقه فوتبال به خاطر ترافیک، این نشانه یک مشکل جدی در زندگی شماست. وقتی سطح دغدغه‌های شما این قدر نازل و مبتذل است یعنی شما نتوانسته اید مسایل اصلی زندگی خود را درست تعیین کنید و بر آن ها متمرکز شوید.
بزرگترین مشکلات زندگی ریشه در این دارندکه ما هر چیزی را زیادی جدی میگیریم. هر چیزی و کسی، شایستگی حضور در ذهن مان را میدهیم. ما فراموش میکنیم که ظرفِ توجه و انرژی و وقت ما محدود است. پس آنرا با «سخاوتی احمقانه» برای هر چیز و ناچیزی، برای هر کس و ناکسی خرج میکنیم. ما روی چیزهایی حساس هستیم که نباید باشیم.

رها کردن یک چیز دیگر: ما علاقه افراطی داریم برای جستجوی پایان‌ناپذیر یک چیز دیگر! یک افزایش حقوق دیگر، یک خانه جدید، یک بچه دیگر، یک ارتقاء شغل دیگر، یک ماشین مدل بالاتر، یک سرویس آشپزخانه دیگر و ... این باعث چه می شود؟ به رغم تمام زحمات، فشارها و نگرانی‌مان سرانجام به همان جایی می رسیم که به طرز وحشتناک و ترس آوری شبیه همان جایی است که در ابتدا بودیم و همان احساسی را داریم که قبلا داشتیم: این ها کافی نیستند!
یعنی اینکه چیزهایی که دارم (حالا می خواهد کم باشد یا زیاد)، برای شادکامی من کافی نیست. دقیقا همان جایی که اول بودم. نتیجه؟ پس چه باید بکنم؟ یک چیز دیگر! دوباره همان مسیر قبلی تکرار می شود. یکی از تکنیک های شادکامی می تواند این باشد که روی کمبودها تمرکز نکنیم که منجر می شود به «دور باطل یک چیز دیگر». بلکه زمانی از زندگی را نیز بگذاریم روی چیزهایی که داریم.

نمی گویم که این نکات را قبول کنید یا به کار بگیرید، فقط قبل از اینکه این مطلب را برای دیگری فوروارد کنید، عمیقاً به این نکات فکر کنید. این برای شما نوشته شده نه دیگری!

دوشنبه, 01 بهمن 1397 13:05

فواید نقاشی کردن کودکان

۱.یکی از فواید نقاشی کردن افزایش مهارت های دستی کودک و تقویت عضلات دست او است. با افزایش سن و با بیشتر شدن این مهارت ها رنگ آمیزی کردن های او نیز بهتر خواهد شد.

۲.هماهنگی بین چشم و مغز و دست کودک و افزایش ارتباط بین این سه عضو بدن از دیگر فواید نقاشی کردن کودک است.

۳.یکی از مهم ترین فواید نقاشی کردن, پرورش خلاقیت کودک است که سبب خلاق شدن او و کسب موفقیت های بیشتر در آینده خواهد شد.

۴.فعال شدن هر دو نیم کره چپ و راست مغز یکی دیگر از فواید نقاشی کردن است. در نقاشی کردن نیم کره راست که فعالیت های احساسی و نیم کره چپ که فعالیت های منطقی کودک را در بر میگرند با هم فعال می شوند که این کار سبب رشد و بهبود عملکرد مغز می شود.

۵.فرصت حل مسئله و تصمیم گیری و مبارزه با تردیدها از فواید نقاشی کردن کودک است.

۶.آماده شدن کودک برای حضور در مدرسه و آموزش نحوه صحیح دردست گرفتن مداد

۷.فرصت های آموزشی که نقاشی کردن برای کودک به همراه دارد غیر فابل انکار است. آموزش رنگ ها و اشکال هندسی و انواع خط ها از موارد آموزشی پر کاربرد در زمینه هستند.

۸.اگر نقاشی کردن بصورت گروهی انجام شود یکی از بهترین راه های آموزش کار تیمی و گروهی به کودک است.

۹.تقاشی کردن کودکان یکی از بهترین راه های ابراز حالات درونی مانند خوشحال یا ناراحتی, عصبانیت یا نا امیدی و ... است.

۱۰. نقاشی کشیدن از راه های تقویت قوه تخیل کودکان است و همچنین بهترین وسیله برای شناخت روح کودک است.

بسیاری از ما در زندگی گیر می کنیم، چراکه روی مواردی در زندگی تمرکز داریم که خارج از کنترل ما هستند. هرچه بیشتر ما این چنین رفتار می کنیم، بیشتر ناتوان می شویم، و بیشتر
ناکامی، ناامیدی، خشم و اضطراب را تجربه می کنیم. در مقابل، هرچه بیشتر روی مواردی تمرکز کنیم که تحت کنترل خودمان است، توانمندتر خواهیم شد؛ درواقع می توانیم اقدامات مفیدتری انجام دهیم.

✳️ در اینجا ایده هایی را با شما در میان می گذارم، تا به شما کمک کند که نسبت به این موضوع روشن تر شوید که چه چیزی قطعاً تحت کنترل ما نیست و چه چیزی به طور بالقوه تحت کنترل ما است:

✴️ موارد خارج از کنترل من

?اکثریت هیجانات و عواطفم
?اکثریت افکارم
?اکثریت حس های بدنی ام
?خاطراتم
?این که به هدفم دست پیدا کنم و یا نکنم
?وقتی کاری را انجام می دهم چقدر احساس مثبت نسبت به آن داشته باشم
?اینکه مردم چه بگویند و چه کاری انجام دهند
?اینکه دیگران نسبت به انگیزه های من چه درگی دارند
?اینکه دیگران نسبت به من چه نظری دارند و مرا چگونه قضاوت می کنند
?در آینده چه اتفاقاتی می افتد
?در گذشته چه اتفاقاتی افتاده است
?ضرر و زیان های دردآور و اجتناب ناپذیر در زندگی
?آیا زندگی آنچه می خواهم را به من می دهد و یا خیر
?اجتناب ناپذیر بودن پیری، بیماری و آسیب

✴️ مواردی که تحت کنترل من هستند (به طور بالقوه)

?چگونه به هیجانات و عواطفم پاسخ بدهم
?چگونه به افکارم پاسخ بدهم
?چگونه به حس های بدنی ام پاسخ دهم
?چگونه به خاطراتم پاسخ بدهم
?در راستای اهدافم چه اقداماتی را انجام دهم
?در کاری که انجام می دهم چقدر تمرکز داشته باشم و تا چه حد درگیر آن باشم
?برای آنکه روی دیگران تأثیر بگذارم، چه بگویم و چه کاری انجام دهم
?چقدر از ارزشهایم برای انگیزه مند کردن خود استفاده کنم
?اینکه آیا بر اساس آن انسانی که می خواهم باشم اقدام می کنم و یا نه
?برای آنکه بر آینده ام تأثیر بگذارم چه می گویم و چگونه عمل می کنم
? به افکار در مورد گذشته چگونه پاسخ می دهم
?هنگامی که ضرر و زیان اتفاق می افتد نسبت به خود مشفق باشم
?ارزش هایی که من بر اساس آنها زندگی می کنم، صرف نظر از اینکه زندگی آنچه می خواهم را به من می دهد یا نه
?چگونه از خودم مراقبت می کنم و به خودم اهمیت می دهم

❇️ توجه داشته باشید که واژه ی "به طور بالقوه" در بالای ستون دوم بسیار اهمیت دارد؛ اگر ما در حالت هدایت خودکار (auto pilot) باشیم، به شدت تحت تأثیر افکار و احساسات مان هستیم، و احتمالاً نمی توانیم موارد این ستون را تحت کنترل داشته باشیم.
اما اگر ذهن آگاهی داشته باشیم، به این معناکه نسبت به خود هشیار باشیم، در لحظهٔ حال حضور داشته باشیم، اجازه دهیم افکار و احساسات مان در جریان باشند بدون آنکه به قلاب آنها گرفتار شویم، آنگاه می توانیم روی این موارد کنترل داشته باشیم.

✳️ البته آنچه در بالا عنوان شد یک فهرست جامع نیست؛ مطمئنم شما می توانید موارد دیگری را هم به هر دو ستون اضافه کنید. اما برای شروع خوب است. بنابراین اگر می خواهید خود را توانمند سازید، بایستی ذهن آگاهی داشته باشید و در زندگی روی موارد ستون پایینی تمرکز کنید.

موفق باشید!

? نویسنده: #دکتر_راس_هریس
? مترجم: #سحر_محمدی (روانشناس و درمانگر رویکرد ACT و واقعیت درمانی)

دوشنبه, 01 بهمن 1397 12:40

خانه های تک نفره- بخش دوم

بخش اول

 ادامه بخش اول..............

هنگامی‌که امکان انتخاب از میان الگوهای مختلف زندگی مطرح می‌شود بحث «مجردی بهتر است یا متأهلی؟» بسیار پررنگ می‌شود و نمود بیشتری می‌یابد. غبطه خوردن بسیاری از متأهلان به زندگی مجردی در مقابل نوع نگرش مجردان به زندگی یک فرد متأهل می‌تواند کفه‌های یک ترازو را تشکیل دهد.
این روانپزشک وضعیت سنگینی کفه‌های این ترازو را توضیح می‌دهد: نمی‌توانیم بگوییم در زندگی یک الگوی رفتاری سالم و درست است و الگویی دیگر نادرست و مشکل‌آفرین، چراکه اصولاً انسان‌ها بسته به شرایط، سلایق و ارزش‌های خود، انتخاب‌های متفاوتی را انجام می‌دهند. بنابراین برای رد یا پذیرفتن هر الگویی باید همه جوانب بررسی شود. تنها در این صورت است که می‌توانیم در مورد درست یا نادرست بودن آن الگو اظهارنظر کنیم. اما مهم‌ترین شرط در سلامت روان این است که فرد توانایی خود را تشخیص داده، با استرس‌های معمول زندگی کنار بیاید و بتواند به‌طور بهره‌مند و مؤثر کار کرده و به جامعه خود کمک کند. از سوی دیگر یک الگوی رفتاری سالم این است که فرد بتواند با در پیش گرفتن آن از زندگی خلاق، مولد و با احساس رضایت نسبت به خود و اطرافیانش برخوردار شود. چنین فردی چه مجرد باشد چه متأهل و فرزند داشته باشد یا نه، از نظر روانپزشکی زندگی هنجار دارد. از سوی دیگر به میزان ارتقای کارکرد شخصیتی و روانی افراد، امکان تعامل آنها با اطرافیان مهیا می‌شود. هنگامی که فردی تعامل بهتری با دیگران دارد می‌تواند با آنها زندگی بهتر و توأم با سازگاری داشته باشد. نتیجه این امر افزایش احتمال ازدواج وی خواهد بود. در توضیح این موضوع می‌توان گفت: چنین فردی می‌تواند احساس دیگران را بهتر درک کند و در مقابل حس بهتری به آنها منتقل کند، اطرافیان را دوست بدارد و از سوی آنها دوست داشته شود. همه این مجموعه باعث ایجاد رابطه‌ای صمیمانه بین او و اطرافیان می‌شود که در نهایت به ازدواج منجر خواهد شد.

? چرا ازدواج؟

برای یافتن دلیل تمایل برخی از افراد جامعه به مجرد ماندن ابتدا به بررسی دلایل ازدواج می‌پردازیم. دکتر رسولیان معتقد است: دلیل مهم و احساسی ازدواج به‌خصوص در میان جوانان، نیاز احساسی و جنسی است. هیجان و احساس در میان این گروه از جامعه در بسیاری از موارد باعث تصمیم آنها به ازدواج می‌شود. وی می‌افزاید: نیاز‌های عاطفی و روانی و تمایل به رفع حس تنهایی، دلیل دیگری است که باعث می‌شود افراد در سنین مختلف به ازدواج روی‌آورند؛ اینکه فردی در زندگی ما حضور داشته باشد که بتوانیم خوشی‌ها و ناخوشی‌های خود را با او به اشتراک گذاشته و مراحل مختلف زندگی را به همراه او پشت سر بگذاریم یکی از نیازهایی است که انسان‌ها را به سمت ازدواج سوق می‌دهد.
تأمین معاش زندگی و داشتن سرپناه عامل دیگری است که هنوز بسیاری از زنان را به سمت ازدواج و حتی ازدواج‌های موقت هدایت می‌کند. هدف‌های فرعی دیگری هم در این زمینه وجود دارد که خیلی هم عام نیست مانند افرادی که به دنبال کسب شهرت با افراد معروف و مشهور جامعه ازدواج می‌کنند و... . به گفته این متخصص، هنگامی که جامعه به شرایطی می‌رسد که نیازهای فرد بدون ازدواج رسمی امکان برآورده شدن را می‌یابند طبیعتاً ازدواج رسمی کاهش می‌یابد.

Cannot get tehran location id in module mod_sp_weather. Please also make sure that you have inserted city name.

Please publish modules in offcanvas position.