Super User

Super User

مخاطبین عزیز ما برای شنیدن نظرات و پیشنهادات شما، برای هر چه بهتر شدن مطالب سایت و توسعه حیطه آموزش و مشاوره هایمان، همیشه آماده هستیم.لطفا ما را در هرچه بهتر شدن فعالیت هایمان همراهی نمایید.

دوشنبه, 26 فروردين 1398 10:36

خویشتن داری-بخش دوم

خویشتن داری جنسی

توان انتظار کشیدن و قدرت بازداری از خواسته ها، همان چیزی است که در ادبیات دین، تحت عنوان «تقوا» شناخته می شود ؛ البته در سطحی بالاتر و متعالی تر. آنچه دانشمندان طرح کرده اند، قاعده ای فراگیر بوده و تمام جنبه های زندگی را در بر می گیرد، که یکی از آنها «غریزه جنسی» است. آنچه در این بحثْ مهم است، روش های مؤثّر در بالا بردن توانِ انتظار کشیدن و تحقّق خویشتنداری جنسی است. خویشتنداری، در هر امری و از جمله در قلمرو غریزه جنسی، نیاز به کسب «مهارت» دارد. بدون برخورداری از مهارت، نمی توان به خویشتنداری دست یافت. یکی از علل مهم ناکامی در خویشتنداری، برخوردار نبودن از مهارت های خویشتنداری است. بنا بر این، یکی از مسائل مهم در بحث عفاف، «مهارت های خویشتنداری جنسی» است که در متون دینی، فراوان به آن پرداخته شده است.

 

خویشتنداری جنسی راهی برای نجات جامعه از فساد است
خویشتنداری و خودکنترلی در سه پله

امروز به خاطر احاطه محرک های جنسی، هماهنگ نبودن سرعت بلوغ عقلی و جسمی، تفریحات مجازی ارزان و خطرناکی مثل ماهواره، بازی های رایانه ای نامناسب و... راه سختی برای خودکنترلی جنسی در پیش دارند. در این میان نقش والدین به عنوان بلد راه و راهنما خیلی جدی و اثرگذار است. الگویی که روش خودکنترلی پیشنهاد می کند این مراحل مهم را از شما می خواهد


1- مرحله اول خودارزیابی است. فضای دوستانه ایجاد کنید تا جوان فکر، دغدغه و نیازهایش را برای شما بگوید. ممکن است جوانی از بیکاری و یکنواختی سرگرمی هایش یا تنهایی اش بگوید؛ این موارد می تواند زمینه انحراف جنسی را به وجود بیاورد و اگر والدین این را بدانند می توانند زودتر به فکر چاره جویی باشند. این بیان شرایط برای جوان خودارزیابی می آورد؛ یعنی کم کم با توضیح دادن شرایط خودش می فهمد که چه می خواهد. در این مرحله به او کمک کنید تا از شرایط و بایدها و نبایدهای خاص شرعی و عقلی و دینی و عرفی هم بیشتر بداند.


-2 خودنظارتی که معادل مراقبه در اسلام است. در این مرحله برای جوانان ایجاد عادت کنید تا در زمان های خاصی مثلا آخر شب، آخر هفته ها، موقع هر نماز و... عملکرد خودش را با آن اصل ها و بایدها و نبایدهای دینی و عقلی و خانوادگی مطابقت دهد. نیازی نیست با صدای بلند به شما جواب دهد. مهم است که جوان به جواب پس دادن به خودش عادت کند. شما هم جلوی اوچنین تمرین هایی داشته باشید.


-3  خود هدایتی .برای عملی شدن این مرحله که در روانشناسی «خودهدایتی» و به قول اسلام «محاسبه» است می توانید بگویید:برای خودت یک تنبیه پیشنهاد کن. حتی برعکس خودش می تواند تشویق هایش را هم به شما پیشنهاد کند. عادت به تنبیه و تشویق، خود حافظ بچه ها در غیاب بزرگ ترهاست و از درون به آنها کمک می کند.


جوان های باوجدان، خویشتن دارند

وجدان یک ابزار فطری برای قضاوت رفتار خوب یا بد هر فرد است که اگر قدرت پیدا کند می تواند فرد را به انجام کارهای درست تشویق و از کارهای اشتباه دور کند. وجدان مثل یک عضله سالم به بچه ای که به دنیا می آید داده می شود اما قدرت آن به شدت تمرین بستگی دارد. اگر فرزندی دائم پای تبلت، تلویزیون و... باشد و کمتر با محیط اجتماعی تعامل داشته باشد دیکته نانوشته ای می شود که غلط ندارد. این خوب بودن به خاطر مهیا نبودن شرایط بدی است و تمرین عملی برای وجدان ایجاد نکرده است. علاوه بر این بچه های دور از ارتباطات اجتماعی، فرصت کمتری برای کمک به دیگران و صواب ها دارند که این دلیل دیگری برای ضعیف شدن وجدانشان است. مطالعات نشان می دهد افرادی که به آنها کمتر احترام شده است و رابطه صمیمی کمتری با والدین خود داشته اند کمتر تمایل به رفتارهای احترام آمیز و تذکر دادن به خود دارند و وجدان فعالی نخواهند داشت.


مهارت های خویشتنداری جنسی

طرّاحان برنامه «فقط خویشتنداری»، به عنوان نمونه در یک مورد، شش مهارت یا شش گام برای رسیدن به خویشتنداری جنسی را مطرح کرده اند که عبارت اند از:


  1. لباس های مناسب بپوش. طرزلباس پوشیدن تو برای دیگران، پیام هایی می فرستد، حتی اگر تو قصد این کار را نداشته باشی. مردان (بیشتر از زنان) از طرز لباس پوشیدن تأثیر می پذیرند؛ زیرا آنان طوری آفریده شده اند که با آنچه می بینند، تحریک جنسی می شوند.

  2. از داروهای روان گردان و الکل استفاده نکن. این دو، توانایی تصمیم گیری و رویارویی و «نه گفتن» را کاهش می دهند.

  3. برای مدتی طولانی، با هم تنها ننشینید؛ زیرا این کار، به سرعت، به ارتباط فیزیکی (تماس بدنی) منجر می شود.

  4. فقط با افرادی که اهداف مشابهی مانند تو دارند، بیرون برو؛ چون حفظ نظام ارزشی را برای تو آسان می کند.

  5. نیاز عشق خود را بشناس. شناخت نقاط آسیب پذیر خود، تو را از اشتباهات جدّی حفظ می کند.

  6. معیار خود را در سطحی بالا قرار ده و قبل از آن که اوضاعْ حاد شود، آن را معیّن کن.

در موارد شش گانه بالا، به ترتیب از:حجاب و پوشش، مشروبات الکلی، خلوت نکردن با نامحرم و دوستان ناباب ، نقطه ضعف شخصی هر فرد و بالا بردن سطح معیار سخن به میان آمده است که هر کدام از این مهارت ها به نوعی، در دینْ مطرح شده اند  

در نمونه دیگری نیز چنین آمده است:«رسانه، دوستان و خودت را نیز فراموش نکن؛ اینها چیزهایی هستند که انسان را به فعالیت جنسی، مجبور می کنند...». در این توصیه، به نقش رسانه های مکتوب، شنیداری و تصویری در تضعیف خویشتنداری اشاره شده است.

مهارتِ نه گفتن در بحث خویشتنداری

بحث مهمّ دیگری که در همین زمینه در غربْ مطرح شده، آموزش "مهارت های نه گفتن " است. بررسی ها نشان داده که بسیاری از افراد، بدین خاطر خویشتنداری خود را از دست می دهند که نمی توانند در برابر فشار روانیِ تقاضا برای سکس «ارتباط جنسی» از طرف مقابل، مقاومت کنند و با جدّیت و صراحت، نه بگویند. به همین دلیل، کارشناسان، سناریوهایی را طراحی می کنند و به جوانان و نوجوانان جامعه خود، آموزش می دهند که در چنین موقعیت هایی چه باید بگویند و چگونه باید مقاومت کنند.

مثلاً در یکی از این سناریوها آمده است:
اگر دوستت گفت:لمس کردن یکدیگر، باعث رشد انسان هاست...
بگو:تو باید رشد کنی و اطلاعاتت را بیشتر کنی. من آن قدر پخته هستم که بدانم این کار، آرامش من و برنامه هایم (برای آینده) را خراب می کند.


اگر دوستت گفت:رفتار تو مثل یک بچه کوچک است...
بگو:اتفاقاً رفتار من مثل آدم های با تجربه است. به اطرافت نگاه کن. ببین ارتباط بدون مسئولیت پذیری و بدون برنامه، چه قدر جوان ها را بدبخت کرده است.


اگر دوستت گفت:تو کنجکاو نیستی؟ فکر می کنی به یک بار تجربه کردن، نمی ارزد؟
بگو:من درباره خیلی چیزها کنجکاو هستم ؛ امّا معنایش این نیست که بخواهم خودم قربانی بشوم یا موش آزمایشگاهی باشم. بالأخره، امکان صدمه دیدن من هست. پس نمی ارزد!


اگر دوستت گفت:همه این کار را می کنند....
بگو:اولاً خیلی ها خویشتندار هستند و ثانیاً بیشتر کسانی که تو می گویی، سرانجام، سرشکسته و متأسف می شوند و ثالثاً من همه نیستم و می دانم که چه کاری برای من صحیح است.


اگر دوستت گفت:برای این که دوستت داشته باشند، باید بیشتر جلو بروی...
بگو:من نمی خواهم برای دوست داشته شدن، اجازه بدهم کسی از من سوء استفاده کند.


اگر دوستت گفت:ولی من دوستت دارم...
بگو:پس به تصمیم من احترام بگذار و احساسات مرا پایمال نکن.


اگر دوستت گفت:به من نشان بده که چه قدر دوستم داری...
بگو:من با خویشتنداری و انتظار کشیدن تا روز ازدواج، به تو نشان می دهم که چه قدر دوستت دارم.


اگر دوستت گفت:مشکل تو چیست؟
بگو:من هیچ مشکلی ندارم. فقط در برنامه زندگی ام، الآن وقت ازدواج و مادر (یا پدر) شدن نیست و اصلاً آمادگی ندارم که دغدغه حاملگی یا مبتلا شدن به یک بیماری لاعلاج یا شنیدن حرف های انتقادآمیز دیگران را هر روز، با خودم داشته باشم. پس باید خویشتندار باشم و انتظار بکشم.


اگر دوستت گفت:کسی که چیزی نمی فهمد...
بگو:خودم که این را می فهمم.


اگر دوستت گفت:تو مرا هیجان زده کرده ای و حالا نباید این طور رهایم کنی، وگرنه رفتارت در حقّ من، بی انصافی و غیر انسانی است. چه طور وجدانت چنین اجازه ای می دهد؟!
بگو:من مسئول تحریک شدنِ هیجانات تو نیستم و نمی توانم به قیمت راضی شدن تو، خودم را به عذاب وجدان و سرزنش بیندازم. تو باید خودت را کنترل می کردی. به علاوه، تو ممکن بود با یک فیلم یا ژست یا دیدن یک عابر در خیابان هم تحریک بشوی. پس به نفع خودت است که یاد بگیری خودت را کنترل کنی.

اگر دوستت گفت:اگر قبول نکنی، دیگرانی هستند که با اشتیاق می پذیرند...
بگو:برایت متأسفم که مرا به خاطر این چیزها دوست داشتی. خوش حال می شوم که به سراغ دیگری بروی

دوشنبه, 26 فروردين 1398 07:59

خویشتن داری-بخش اول

خویشتن داری چیست؟(بخش اول)

در حوزه هیجانات به کسی که قادر به رهبری هیجانها و امیال گذرا و به تاخیر انداختن بروز هیجانها و تسلط بر نفس است خویشتن دار می گویند.

از بعد رفتاری فرد خویشتندار کسی است که توانایی تعدیل و کنترل افکار،اعمال و گفتار خود به گونه‌ای متناسب با شرایط مکانی و زمانی را داشته باشد و بتواند با عادتهای مخرب خود مقابله کند و آنها را تغییر دهد و نیز خواسته های خود را به تاخیر بیندازد .

خويشتن داري يک مکانيسم دروني مداخله گر است که باعث مي شود فرد افکار، عقايد يا تمايلات نادرست يا زيان آور خود را که به ذهن مي رسد به عمل تبديل نکند. اين فضيلت به فرد ياد مي دهد رفتارهايش را تنظيم کند و خود را با واقعيت تطبيق دهد نه واقعيت را با خود. 

خویشتنداری و به تاخیر انداختن ارضای خواسته ها برای رسیدن به هدف ، جوهره اساسی کنترل عاطفی خویشتن ( یعنی توانایی پس زدن میل و هوس در راه خدمت به هدف ، خواه این هدف راه اندازی نوعی کسب و کار باشد ، خواه حل یک معادله جبری یا دستیابی به یک جام قهرمانی ) است. افراد خویشتندار ، اعتماد به نفس بالایی دارند . احساس خوبی نسبت به خود دارند.

از نظر اجتماعی با کفایت ، شایسته ، کارامد ، متکی به نفس و توانا هستند . با مشکلات زندگی دست و پنجه نرم کنند . آنها تحت فشارهای روحی کمتر دچار دستپاچگی ، ترس و عقب نشینی می شوند . ناملایمات را با آغوش باز به مبارزه می خوانند و د ر هنگام بروز مشکلات هرگز تسلیم آنها نمی شوند و به رویارویی با آنها می پردازند و قادر هستند برای رسیدن به اهداف خود ، خشنودی و رضایت خاطر خود را به تعویق بیندازند و توانایی کمک به دیگران را در شرایط دشوار دارند .

 اما افرادی که در مقابل امیال خود ، خویشتندار نیستند ، اغلب خود را افرادی بی ارزش و بی لیاقت می دانند و در هنگام مواجهه با فشارهای روحی خود را می بازند و عقب نشینی می کنند ، از عدم کفایت و شایستگی خود ناراضی هستند .

دانشمندان، یکی از عوامل موفّقیت را برخورداری از توان «انتظار کشیدن» دانسته اند و بر این باورند که بدون این عامل، نمی توان یک زندگی کامیاب را رقم زد. افرادی که توان انتظار کشیدن ندارند و نمی توانند صبر کنند، کسانی هستند که هم لذّت های آنی و فوری را طلب می کنند و به آینده نمی اندیشند، و هم خواسته هایشان باید فوراً ارضا شود. در حالی که زندگی موفّق، نیازمند صبر و گذشت از لذّت های آنی، برای رسیدن به لذّت پایدار آتی است. افراد فاقد این توانایی، هر چند لذّت های آنی را به دست می آورند، امّا آینده و لذّت های پایدار آن را از دست می دهند. به همین دلیل، دانشمندان، توان انتظار کشیدن را عامل اساسی موفّقیت می دانند و در همین زمینه، از اموری همانند توان منع و بازداری، به تأخیر انداختن ارضای خواسته و مقاومت در برابر وسوسه، یاد می کنند.

این نظریه پردازان، با آزمایشی که انجام دادند، نشان دادند کسانی که در کودکی، توان انتظار کشیدن و به تأخیر انداختن خواسته را آموخته اند، در بزرگ سالی، زندگی موفّقی داشته اند و بر عکس، کسانی که فاقد چنین نیرویی بوده اند، در آینده، خلافکار و بزهکار شده اند.

نکته جالبی که در این آزمایش به دست آمد، وجود روش هایی بود که کودکان، برای به تأخیر انداختن خواسته های خود و بالا بردن توان انتظار کشیدن، به کار برده بودند. همه آنها به نوعی (نقاشی کردن، بازی کردن، صحبت کردن با دوست خود و خوابیدن و...)، حواس خود را از موضوعی که باید نسبت به آن انتظار می کشیدند (مثل غذای خوش مزه، پس از یک گرسنگی طولانی)، پرت می کردند.

خویشتنداری یک مهارت است و می توان با استفاده از روش های مختلف آن را تقویت کرد :

ایجاد تعهد در خود

مکث کردن ،تامل و عاقبت اندیشی( از طریق سکوت و حضور ذهن)

مسئولیت پذیری در قبال رفتار

تعویق انداختن و ارضا نکردن سریع خواسته ها

آگاهی از افکار و الگوهای تفکر

توجه به چرخه ی تجربه

پرت کردن حواس به سمت موضوع دیگر

ترک کردن موقعیت

ارضا خواسته را به عنوان پاداشی برای انجام فعالیت های مفید ، نیایش، کمک به دیکران و... قرار دهید

انجام تکنیک های مختلف تخلیه هیجانات منفی

پیاده روی، ورزش ، دوش گرفتن

دستیابی به ریشه اصلی میل و خواسته

دوشنبه, 27 اسفند 1397 08:25

اين روزهای زنان و ويروس HPV

?اين روزها زنان و ويروس HPV

این روزها نام ویروس پاپیلومای انسانی یا ویروس hpv که عامل زگیل تناسلی است هر از گاهی شنیده می شود و در صورتی که این ویروس تحت درمان جدی قرار نگیرد، ممکن است به سرطان گردن رحم تبدیل شود.

ویروس اچ پی وی می تواند از طریق تماس جنسی و یا تماس جنسی بین پوست از کسی که ویروس دارد، منتقل شود. ویروس پاپیلومای انسانی ( HPV ) یکی از رایج ترین عفونت های منتقله از راه جنسی است؛ انواع مختلفی از ویروس HPV وجود دارند، برخی از انواع آن که زگیل های تناسلی را ایجاد می کنند با ریسک (خطر) پایین نامیده می شوند و برخی از انواع این ویروس می توانند منجر به سرطان گردن رحم، مقعد و یا سرطان دهانی شوند و به انواع پر خطر شناخته می شوند؛ واکسن موجود می تواند بدن را در برابر برخی از انواع این ویروس محافظت کند.

به گفته برخی پزشکان متخصص این حوزه هیچ درمانی برای HPV وجود ندارد، اما علائم را می توان درمان کرد؛ معمولاً خود به خود درمان می شوند اما امکان انتقال و سرایت آن وجود دارد. اکثر مردم به دلیل وجود علائم و یا ظاهر این زگیل ها اقدام به درمان می کنند
اکثر افراد مبتلا به اچ پی وی علائمی ندارند؛ اما اگر مبتلا به علائم شوند، این علائم می توانند خفیف بوده به طوری که فرد حتی اطلاعی از آلوده بودن خود نداشته باشد؛ این علائم می توانند شامل درد، خارش و خونریزی بوده و یا شامل وجود زگیل تناسلی قابل مشاهده باشند.

علائم ویروس اچ پی وی احتمالاً ۲ تا ۳ ماه بعد از ابتلا به عفونت رخ می‌دهند، اما افراد می توانند به این علائم از ۳ هفته تا چند سال پس از عفونت نیز مبتلا شوند؛ زگیل های تناسلی قابل مشاهده تنها در حالتی که عفونت فعال است، ظاهر می شوند اما در هنگامی که زگیل قابل مشاهده نباشد نیز امکان انتقال ویروس وجود دارد. برای شناسایی این ویروس گاهی اوقات پزشک برای آزمایش از بافت زگیل یک نمونه می گیرد؛ در خانم ها، اگر آزمایش پاپ اسمیر غیر طبیعی باشد، پزشک می تواند آزمایش HPV را انجام دهد تا وجود انواع پرخطر ویروس را شناسایی کند.

کاندوم نمی‌تواند به طور کامل از انتقال ویروس اچ پی وی جلوگیری کند داشتن چندین شریک جنسی باعث افزایش خطر ابتلا به عفونت می‌شود.

ویروس پاپیلومای انسانی 130 نوع دارد که 30 نوع آن می تواند ضایعات داخل واژن و مقعد را در زنان ایجاد کند و از این 30 نوع 13 نوع باعث ضایعات بدخیم می شود که شایع ترین آن نوع 16 و 18 است.

زگیل معمولا بدون علامت هستند یعنی درد و خارش و سوزش ندارند اما می توانند در استفاده از تیغ حالت خونریزی دهنده داشته باشند، اضافه کرد: خود زگیل تناسلی ضایعات گوشتی در اندازه های متفاوت هستند که می توانند منفرد و یا تجمعی باشند و در ناحیه تناسلی یا مقعد و دهانه رحم می توانند حالت تکی، تجمعی و یا گل کلمی داشته باشند.

رایج ترین راه انتقال بیماری از تماس پوستی و انتقال جنسی یعنی مقاربت است پنج درصد هم ممکن است از لباس زیر یا تیغ آلوده و یا مایو آلوده منتقل شود اما راه اصلی انتقال مقاربت جنسی است. بهترین روش جلوگیری از این بیماری رعایت مسائل اخلاقی از طرف خانواده هاست.

ویروس در افراد سیگاری بیشتر دیده می‌شود : علت آن است ویروس در افراد سیگاری بهتر حمله می کند و پایدار می‌ماند.

معمولا چهار تا 6 ماه بعد از اینکه شخص با همسر ارتباط جنسی داشته است می تواند ويروس را انتقال داد زمانی که سطح ایمنی شخص خوب بوده و مشکل خاصی نداشته باشد این بیماری و ویروس از بین می رود.

همه خانم ها از 21 سالگی به بالا باید غربالگری را انجام دهند زیرا خیلی از ضایعات اچ پی وی خود را به صورت زگیل تناسلی نشان نمی‌دهند؛ یعنی تنها ویروسی هستند که در ترشحات و ناحیه تناسلی بدون اینکه به صورت ضایعات خود را نشان دهند پخش هستند و آن هایی که به صورت زگیل خود را نشان می‌دهند از نوع خوش خیم هستند که مردم از آن به شدت می ترسند.

همه خانم ها از 21 سالگی و یا سه سال بعد از اولین مقاربت جنسی باید مورد آزمایش پاپ اسمیر قرار گیرند و هر پنج سال یک بار نیز تست "اچ پی وی" آنها مورد بررسی قرار گیرد و بعد از آزمایش زیر نظر متخصص تحت مراقبت قرار گیرند.

این بیماری هم با دارو و هم با جراحی قابل درمان است که درمان دارویی بیشتر ترکیبات اسیدی هستند و البته ممکن است مقداری واکنش های پوستی و زخم ایجاد کند. روش بعدی جراحی است که می توان ضایعات را با جراحی برداشت یا اینکه با فریز کردن ضایعات و یا روشهای لیزر سوزاند.

شیوع ویروس "اچ پی وی" یا همان زگیل تناسلی در حال حاضر در ایران افزایش یافته است و بیشترین راه سرایت آن از راه تماس جنسی بوده اما در حال حاضر از طریق استخر هم ثابت شده است که این ویروس انتقال می یابد و با ورود افراد آلوده به استخر این ویروس پخش شده و به افراد دیگر هم ممکن است انتقال یابد.

این ویروس به چند نوع پایه دار، خوشه‌ای یا به صورت نقاط کوچک و برآمده روی واژن تقسیم می شود و برحسب نوعی که دارد درمان خاص خود را دارد.

برای درمان این بیماری بیشتر کرایو و فریز کردن مرسوم است که جواب هم می دهد چون این یک بیماری ویروسی بوده نمی توان 100 درصد گفت که ریشه کن شده است و ممکن است چند سال دیگر هم خود را به نحوی نشان دهد.

تشخیص این بیماری نیازمند آزمایش پاپ اسمیر است افزود: با توجه به درخواست پزشک معالج در آزمایشگاه "اچ پی وی" بیمار مورد آزمایش قرار می گیرد که ببینند از چه نوعی است. معمولا در ایران از نوع 16 تا 18 این ویروس شایع است. مهم ترین نکته در مورد زگیل درمان آن است که باید مورد توجه قرار گیرد و اگر درمان نشود ممکن است به سرطان تبدیل شود.

دوشنبه, 27 اسفند 1397 08:23

مادر خوب- قسمت دوم

‍مادر_خوب
قسمت_دوم

? چه‌طور ممکن است یک #مادر از موقعیت و نقش خود ناراضی باشد؟! تصویری که از مادر در ذهن ما وجود دارد تصویری زیبا و دوست‌داشتنی است؛ آیا ممکن است کسی از بودن در چنین جایگاهی احساس نارضایتی کند؟
خُب، دانسته‌ها و ذهنیت‌های‌ ما همیشه همه‌ی واقعیت نیستند. چیزی که وجود دارد این است که برخی از زن‌ها از این‌که در جایگاه مادری قرار بگیرند احساس رضایت نمی‌کنند.

?یک زن برای پذیرفتن نقش مادری، ابتدا باید زن بودن خود را پذیرفته باشد تا بتواند «مادر بودن» را به‌عنوان بخشی از آن ـ و البته بخشی مثبت و غرورآمیز ـ بپذیرد.

? یک زن اگر در دوران کودکی دائم از زبان مادرش شنیده باشد که «اگه این بچه نبود، راحت بودم و بهتر زندگی می‌کردم.» جدا از آن‌که با احساس ترس و اضطراب زندگی می‌کند و #اعتمادبه‌نفسش پایین است، مادر شدن خود را نیز یک عامل #محدودکننده می‌بیند که او را از دست یافتن به امکانات و موقعیت‌های مختلف محروم می‌کند. درنتیجه دوست ندارد مادر شود و اگر ـ به هر دلیل ـ مادر شود، احساس خوبی نسبت به نقش جدیدی که در آن قرار گرفته و نسبت به کودکش نخواهد داشت و این می‌تواند آغازکننده‌ی مشکلات زیادی برای او و کودکش باشد. و احساس گناه از داشتن چنین احساس و فکری نیز به سنگینی این بار می‌افزاید.
البته اغلب مادران این‌گونه فکر نمی‌کنند و می‌دانند که پذیرش هر نقش جدید گرچه می‌تواند محدودکننده و سخت باشد، اما جنبه‌ها و ارزش‌های دیگری به همراه دارد که در نهایت توانایی های جدیدی به ارمغان می آورد.

?برخی از زن‌ها «مادر شدن» را امری مثبت و ارزشمند نمی‌دانند، اما برای برآورده کردن انتظار و خواست شوهر یا خانواده‌شان، به این نقش تَن ‌می‌دهند. و از آن‌جا که بدون میل و رغبت شخصی در این نقش قرار گرفته‌اند، #احساس_گناه می‌کنند، و #مضطرب و #نگران می‌شوند. هم‌چنین ممکن است از این‌که مجبورند برخلاف میل باطنی، طبق خواست اجتماع و انتظاری که دیگران از آنان به‌عنوان یک زن دارند، نقشی را قبول کنند که تمایلی به پذیرفتن آن ندارند، احساس خشم کنند.
این‌گونه مادرها پذیرفتن «نقش مادری» را یک امر اجباری می‌دانند که جامعه، فرهنگ و به‌طور کلّی زنانگی‌شان به آنان تحمیل کرده و آن‌ را مرحله‌ی اجتناب‌ناپذیری از چرخه‌ی زندگی‌شان می‌بینند؛ درنتیجه مادرشدن برای‌شان امری اضطراب‌زا و نگران‌کننده خواهد بود که مقاومتی دائمی را در درون‌شان ایجاد می‌کند و آنان را وامی‌دارد از آن اجتناب کنند. طبیعتاً چنین مادرانی نمی‌توانند تعریف درستی از «مادر خوب » ارائه کنند. یا حداقل نمی‌توانند آن نقش را خوب اجرا کنند.

#دکتر_مهدی_قاسمی
#روانپزشک_و_رواندرمانگر

منبع: آیا مادر خوبی هستم؟
#دکتر_عبدالحسین‌رفعتیان

دوشنبه, 27 اسفند 1397 08:17

مادر خوب-قسمت اول

مادر_خوب
قسمت_اول

? می‌خواهیم درباره‌ی «مادر خوب » صحبت کنیم و این‌که اصولاً «مادر خوب بودن» یعنی چه.
این سؤال که «آیا مادر خوبی هستم؟» از همان سال‌های اول زندگی در ذهن یک #دختربچه شکل می‌گیرد. درست همان وقتی‌که به تقلید از مادرش عروسکی را بغل می‌کند یا روی پاهایش می‌گذارد و تکان می‌دهد تا آن را بخواباند. پس از آن، به مرور بر اساس دیده‌ها و شنیده‌هایش تعریف مادر خوب را در ذهنش تکمیل می‌کند. تکامل و تحول این تصویر و معنا ـ که شاید تا پایان عمر او ادامه پیدا کند ـ روی رفتار او تأثیر می‌گذارد و نحوه‌ی ایفای نقش مادری او را تعیین می‌کند.
تعریف «مادر خوب » برای هر فرد ـ با توجه به فرهنگ و خصوصیات خانوادگی او ـ متفاوت است و به طَبَع آن ممکن است انتظارات افراد با هم متفاوت یا حتی متعارض باشد.

? تعریف «مادر خوب » حتی برای خود مادر در سنین مختلف تغییر می‌کند. انتظارات یک مادر از خودش در قبال نوزاد چندماهه‌اش‌ با انتظارات او از خودش در قبال فرزند سی‌ساله‌اش متفاوت است. خانمی که تازه مادر شده ـ یا حتی قبل‌ از آن‌که مادر شود ـ دائم به این سؤال فکر می‌کند که «آیا توانایی ایفای نقش مادری را دارم؟» و وقتی فرزندش بزرگ‌تر می‌شود و پا به #بلوغ می‌گذارد، این سؤال برایش مطرح می‌شود که «آیا در ایفای نقش خود درست عمل کرده‌ام؟ و چه‌قدر موفق بوده‌ام؟»

? این‌گونه سؤال‌ها فقط در ذهن مادر مطرح نمی‌شوند، بلکه همسر و سایر اطرافیان هم به این سؤال‌ها فکر می‌کنند. و همان‌طور که گفتم هرکدام با توجه به فرهنگ و تعاریف ذهنی خودشان، پاسخ‌های متفاوتی به این سؤال‌ها می‌دهند. و یک مادر باید با توجه به تمام این اختلاف نظرها، راه درست خودش را پیدا کند.

?زمانی که یک مادرفرزند خود را به دنیا می‌آورد، در حقیقت رؤیایی را به حقیقت می‌رساند که از کودکی آن را در سر پرورش داده، با عروسکش آن را تمرین کرده و حالا تقریباً به همان شیوه‌ای که از مادر خود آموخته، با کودکش رفتار می‌کند.

?او طبق الگوهایی که در طول زندگی‌اش برای این نقش از اطرافیانش گرفته، طرح و تصویری برای خود می‌سازد و نقشش را بر همان مبنا پایه‌گذاری می‌کند. و این‌که چه جور مادری باشد به تصویری که از رفتار مادر خود دیده و برداشت‌هایی که از شیوه‌ی مادری اطرافیانش آموخته، بستگی دارد.

?دختر بچه ها اغلب سعی می کنند رفتارهای مادر و سایر اطرافیان شان را تقلید کنند و هر رفتاری را که می بینند در #بازی_های_کودکانه‌شان انجام دهند.
این رفتار دختربچه‌ها ـ که تا دوران بعد از #بلوغ به اشکال مختلف ادامه پیدا می‌کند ـ درواقع تمرینی است برای زمانی که لازم است واقعاً نقش مادری را ایفا کنند.

?این تأثیرپذیری از اطرافیان، طرز تفکر و ذهنیات زن را شکل می‌دهد. و نگاه هر زن به «مادر شدن» می‌تواند با توجه به گذشته‌ی او مثبت و غرورآمیز یا منفی و محدودکننده باشد.
اما همان‌طور که گفتم، «مادر شدن» و «مادر خوب بودن» تصویر و فکری است که از کودکی همراه یک زن هست و ـ گذشته از این‌که نگاه او به آن مثبت یا منفی باشد ـ در سنین مختلف ذهن او را مشغول می‌کند. و وقتی‌که واقعاً در این نقش قرار می‌گیرد، این خود اوست که معیارهایی برای سنجش خود در نظر می‌گیرد و راه‌هایی پیدا می‌کند تا بتواند در این نقش موفق باشد.

? بعد از «مادر شدن»، دغدغه‌ی «مادر خوب بودن» فکر اصلی ذهن مادر می‌شود و دائم خود را مورد ارزیابی قرار می‌دهد و از خود می‌پرسد: «آیا مادر خوبی هستم؟»، «آیا وقت کافی برای فرزندم می‌گذارم؟»، «آیا به‌ اندازه‌ی کافی به او محبت می‌کنم؟»، «آیا نیازهای او را به‌درستی برطرف می‌کنم؟» و سؤال‌های بسیاری شبیه به این‌ها. اما نکته‌ی مهم این است که باید بتواند در پاسخ به این پرسش‌ها:
اول، از خود و نقشش احساس رضایت کند.
دوم، موقعیتی فراهم کند تا فرزندش نیز ـ در هر سنی ـ از وضعیتی که دارد احساس رضایت کند.
سوم، خود را در زندگی‌ بخشیدن به یک انسان دیگر و پرورش‌ دادن او موفق بداند.
#ادامه_دارد

#منبع: آیا مادر خوبی هستم‌؟
#دکتر_عبدالحسین‌رفعتیان

نقش والدین در پیدایش برخی رفتارهای نوجوانان
قسمت_دوم

? #شرایط_محیطی‌ در شکل‌گیری‌ شخصیت مؤثر است ولی‌ کودکانی‌ وجود دارند که #شخصیت خود را در همان سنین کودکی‌ نشان می‌‌دهند، مثلاً عده‌ای‌ از همان دوران #کودکی‌ پافشاری‌ می‌‌کنند و پیگیر هستند، به‌طوری‌ که در ۱۸ماهگی‌ کارهای‌ خود را، اعم از لباس پوشیدن و... انجام می‌‌دهند و پوشاک و نوع غذا را خود انتخاب می‌‌کنند ولی‌ کودکانی‌ نیز هستند که #وابستگی‌ شدیدی‌ به #والدین دارند و تا ۱۸سالگی‌ نیز ممکن است از والدین‌شان برای‌ لباس پوشیدن کمک بخواهند.

? طرز تفکر، احساسات و رفتار همه کودکان یکسان نیست. یکی‌ ممکن است بگوید «دختر کوچک من خیلی‌ #برونگراست و با هر کسی‌ صحبت می‌‌کند، برعکس پسر بزرگ‌تر من #خجالتی‌ و حساس است و کمتر حرف می‌‌زند.» با وجود اینکه بسیاری‌ از والدین به تفاوت میان فرزندان‌شان آگاهند، اما اغلب رفتار یکسانی برای همه آنها بکار می برند.

? رفتار فرزندان، از تأثیر متقابل محیط (موقعیت خانوادگی‌، نحوه رفتار با آن‌ها) و شخصیت فردی‌ آن‌ها پیروی‌ می‌‌کند.

?بنابراین اگر فرزند شما #رئیس_جمهور شود، شما نمی‌‌توانید به رفتار خود ببالید و اگر او زندگی‌ موفقی‌ نداشته باشد نیز، شما نباید خود را سرزنش کنید و گناهکار بدانید. رفتار فرزند شما، برآیند شخصیت (ویژگی‌‌های‌ ارثی‌) و نحوه تربیت او (محیط) است.

?اگر #روش_تربیتی‌ شما درمورد برخی‌ از فرزندان‌تان مؤثر باشد ولی‌ درمورد برخی‌ دیگر موفق نباشد، نقص از روش شما نیست، بلکه روش شما برای‌ برخی‌ کودکان مناسب و برای‌ برخی‌ دیگر نامناسب است. اگر روش شما ایراد داشت درمورد هیچ‌کدام موفق نمی‌‌شدید.

? لذا باید متناسب با شخصیت فرزندان‌تان، شیوه‌هایی‌ متفاوت به کار ببرید. هرچه شیوه‌های‌ شما متنوع‌تر باشد، امکان موفقیت شما بیشتر خواهد شد.

? آیا یک کودک، با یک شخصیت از قبل تعیین‌شده متولد می‌‌شود یا شخصیت او پدیده‌ای‌ است که در برخورد با محیط شکل می‌‌گیرد و امری‌ اکتسابی‌ است؟ برخی‌ از کارشناسان اهمیت بیشتری‌ برای‌ #وراثت قائلند و برخی‌ دیگر، #محیط و #یادگیری‌ را عامل اصلی‌ در شکل‌گیری‌ شخصیت افراد می‌‌شمارند. باوجوداین، گروه قابل‌ملاحظه‌ای‌ از آن‌ها به هر دو عامل وراثت و محیط اهمیت می‌‌دهند و معتقدند که کودک با ویژگی‌‌های‌ شخصیتی‌ خاصی‌ متولد می‌‌شود، اما محیط تعیین می‌‌کند که کدام‌یک از این ویژگی‌‌ها غالب و کدام‌یک مغلوب شوند، وراثت تعیین می‌‌کند که کدام ویژگی‌‌های‌ شخصیتی‌ در افراد وجود داشته باشد و محیط، غالب و مغلوب شدن آن‌ها را مشخص می‌‌سازد. بنابراین محیط پیرامون، اهمیت زیادی‌ در تغییر شخصیت افراد دارد.

? برخی‌ از والدین با نگرانی‌ می‌‌گویند: «رفتار فرزندم طوری‌ است که گویی‌ همیشه سمج بوده و چنین خواهد بود.» به‌نظر من او سمج متولد شده است ولی‌ این بدان معنا نیست که شخصیت او غیرقابل تغییر است و نمی‌‌توان برخی‌ از ویژگی‌‌های‌ اخلاقی‌ او را از حالت غالب به مغلوب بَدَل کرد. به‌عنوان مثال، یک کودک ممکن است #خجالتی‌ بوده و با کسی‌ گفت‌وگو نکند و هنگام صحبت کردن پشت مادر خود پنهان شود. اگر این کودک در محیطی‌ رشد کند که آکنده از دادوفریاد و تحقیر کردن و رفتارهای‌ نامطلوب باشد، ویژگی‌ خجالتی‌ بودن او تقویت می‌‌شود، اما اگر در محیطی‌ قرار گیرد که به او احترام بگذارند، مسئولیت بدهند و اعتمادبه‌نفس او را تقویت کنند، ویژگی‌ خجالتی‌ بودن او از میان می‌‌رود و نقش ضعیفی‌ در زندگی‌ او ایفا می‌‌کند.

? والدین باید هنگام برخورد با کودکان خود به‌یاد داشته باشند که آن‌ها دارای‌ ویژگی‌‌های‌ شخصیتی‌ متفاوتی‌ هستند، لذا باید از به‌کار بردن روشی‌ یکسان در برخورد با شخصیت‌های‌ مختلف خودداری‌ نمایند، روش والدین می‌‌تواند نقشی‌ تعیین‌کننده در تغییر شخصیت فرزندان داشته باشد.
#دکتر_مهدی_قاسمی
#روانپزشک_و_رواندرمانگر

نقش والدین در پیدایش برخی‌ رفتارهای‌ نوجوانان
قسمت_اول

اغلب مواقع از والدین می‌‌شنوم که می‌‌گویند:
ـ دخترم بدخلق و کم‌حوصله است، نمی‌‌دانم چه اشتباهی‌ مرتکب شده‌ام؟
ـ توانایی‌ پسرم از دخترم بیشتر است اما دخترم موفق‌تر از اوست.
ـ فرزند کوچک من خیلی‌ شلوغ است و به حرف گوش نمی‌‌کند ولی‌ سایر فرزندانم چنین نیستند.
ـ من با همه فرزندانم برخوردی‌ یکسان دارم ولی‌ نمی‌‌دانم چرا یکی‌ از آن‌ها ناراضی‌ است و ما را دچار مشکل می‌‌کند؟
ـ دختر بزرگم همه مسائل خود را با من مطرح می‌‌کند لذا همیشه نسبت به احساسات و فعالیت‌های‌ او آگاهی‌ دارم ولی‌ دختر دیگرم چنین نیست و شخص رازداری‌ است.
سؤالاتی‌ از این قبیل، اغلب موجب می‌‌شوند تا والدین از خود بپرسند «چه اشتباهی‌ مرتکب شده‌ایم؟»

? بسیاری‌ از رفتارهای‌ دروان #بلوغ الزاما با نحوه برخورد والدین با فرزندان‌شان ارتباط ندارد، زیرا برخی‌ از رفتارها ویژه سنین #نوجوانی‌ هستند.

? عوامل محیطی‌ تأثیری‌ مهم در تغییر و یا تعدیل رفتارها دارند اما متأسفانه برخی‌ از کارشناسان، رفتار پدر و مادر را تنها عامل مؤثر در رفتار فرزندان‌شان می‌‌شمارند. طبیعی‌ است که رفتار والدین بر رفتار کودکان تأثیر دارد اما نمی‌‌توان والدین را مسئول رفتار فرزندانشان دانست. برخی‌ از #نوجوانان می‌‌توانند زندگی‌ والدین خود را فلج کنند و همان‌طور که والدین در رشد و سلامت فرزندان خود تأثیر دارند، فرزندان نیز در رفتار و سرنوشت خانواده خود مؤثرند.

?قبلاً تصور می شد شرایط محیطی‌ عاملی‌ تعیین‌کننده در شکل‌گیری‌ شخصیت و رفتار انسان‌هاست. به مرور زمان دریافتیم که چیزهای‌ زیادی‌ وجود دارند که نمی‌‌دانیم، از جمله #وراثت که نقشی‌ ارزنده در تعیین #شخصیت افراد دارد. شرایط محیطی‌ در شکل‌گیری‌ شخصیت افراد دارد.
#ادامه_دارد

#دکتر_مهدی_قاسمی
#روانپزشک_و_رواندرمانگر
#نوجوانان

? وقتی کودکان دیر میخوابند چه چیزهایی را از دست میدهند؟

کاهش میزان رشد قدی در کودکانی که شبها دیرترمیخوابند بیشتر دیده میشوند .

کودکانی که شبها دیر میخوابند رشد تحصیلی کمتری نسبت به سایر کودکان دارند .

دیر خوابیدن کودکان و نوجوانان باعث ایجاد چاقی در آنها میشوند برطبق تحقیقات دانشمندان روی 2200 کودک و نوجوان 9 تا 16 ساله نشان دهنده آنست که میزان احتمال چاقی در آن دسته از کودکانی که دیر می‌خوابند، نسبت به سایر کودکان 5/1 برابر بیشتر است.

کودکانی که برنامه خوابی منظمی دارند معمولا قانون پذیرتر و دارای نظم فکری بهتری نسبت به سایر کودکان که دیر به رختخواب میروند هستند.

در کودکانی که دیر به رختخواب میروند احتمال بروز افسردگی بیشتر از کودکانی است که خواب منظم و دقیقی دارند.

یکی از دلایل مسایل بدغذایی کودکان ممکن ست به مشکلات و اختلالات خواب آنها مربوط باشد . پس با اصلاح الگوی خواب کودکان میتوان به مشکلات تغذیه ای نیز بهبود بخشید .

دیر خوابیدن باعث کاهش میزان یادگیری کودکان میگردد.

تکنیک های برخورد با نوجوانی که عضو کانال های غیر اخلاقی شده است
??
هنگامی که با این موقعیت روبرو شدید در ابتدا سعی کنید آرامش خود را حفظ کنید. در غیر این صورت شما نمی توانید عکس العمل صحیحی داشته باشید و ناخودآگاه رفتار نادرستی از شما سر می زند.

اگر دچار تنش روانی شدید سعی کنید ابتدا خود را از فشار روانی آزاد کنید.

اصلا کتک نزنید. تنبیه بدنی نه تنها هیچ مسئله ای را حل نمی کند، بلکه مشکلات دیگری را به مسئله فعلی اضافه می کند

سراسیمه گوشی را از او نگیرید. تعیین ممنوعیت و محدودیت راه حل مسئله نیست. گرفتن گوشی و کتک زدن فرزند هیچ اثری ندارد، گرفتن گوشی و تعیین حد و حدود، تنها در منزل اثر دارد. فرزند شما خارج از خانه در مدرسه و جاهای دیگر می تواند با گوشی دوستان این فیلم و عکس ها را ببیند.

به هیچ عنوان از تنبیه لفظی استفاده نکنید. (گفتن کلماتی مانند خاک بر سرت، بیشعور، دیگه بچه من نیستی و کلماتی از این قبیل وضعیت را بدتر می کند و هیچ نتیجه ای ندارد)

در این موقعیت باید با لحن و گفتار مناسب با فرزند نوجوان خود برخورد کنید.

فرزند خود را سوال پیچ نکنید و دنبال مقصر نباشید. ممکن است نوجوان از سر کنجکاوی یا سوالاتی که به دلیل تغییرات جسمی که برای خودش پیش آمده دست به چنین کاری زده باشد (پرسیدن این قبیل سوالات: چرا وارد این کانال شدی؟ بگو کدوم دوستت بهت لینک گروه رو داد؟ و…. بی فایده است)

این رفتار نوجوان شما باعث نشود که شما از او کناره گیری کنید. با نوجوان خود دوست باشید تا بتوانید اولین تکیه گاه عاطفی فرزند خود باشید. به او اعتماد کنید. اگر رفتار نادرستی با نوجوان داشته باشید و او را طرد کنید، نوجوان به دوستان و روابط خارج از خانواده پناه می برد و آسیب های جدی و مخاطره آمیزی متوجه او خواهد بود.

کنار نوجوان خود بنشینید و با گفتار مناسب و کلمات زیبا به او بگویید:

من می دانم به دلیل بلوغ و تغییراتی که در جسم شما ایجاد شده برای شما سوالاتی پیش آمده و شما برای همین وارد این کانال ها شدید. ولی عزیزم دیدن این فیلم و عکس ها کمکی به شما نمی کند و برای هیچ کس مناسب نیست. این قبیل فیلم ها به همه آسیب می رساند؛ چون اثرات جبران ناپذیری روی مغز انسان به جا می گذارد و آرامش را از ما می گیرد. همچنین این کانال ها می تواند شما را در آینده نمی توانید ازدواج موفقی داشته باشید. ببین عزیزم اگر سوالی داری و من یا پدرت بتوانیم به آن جواب می دهیم، در غیر این صورت ما می توانیم به متخصص مراجعه کنیم و شما سوال خود را بپرسید و جواب بگیرید.

اگر خودتان نتوانستید جواب سوال های او را بدهید، حتما همراه فرزند خود به مشاور و روان شناس مراجعه کنید.

دوشنبه, 20 اسفند 1397 10:31

چرا باید سفر کرد؟!

سفر چطور باعث شادی می شود؟

زمانی بود که سفر رفتن برای شاد شدن و روبه راه شدن چندان متداول نبود، بیشتر سفرها یا به قصد تحصیل بود یا دید و بازدید، یا درمان و کار. ولی هرچه زمان گذشت سفر به عنوان یکی از راه‌های موثر در شادی، بیشتر مورد توجه قرار گرفت و حتی به حوزه پزشکی و روانپزشکی نیز راه پیدا کرد. به طوری که امروز وقتی برای کسی از حال بدت می‌گویی، یکی از پیشنهادها این است: سفر برو. سفر رفتن برای بسیاری نجات‌دهنده است و پادزهری‌ست که می‌تواند دردها را التیام ببخشد. اما سفر چطور باعث شادی می‌شود؟ .

آلن دوباتن، نویسنده کتاب هنر سیر و سفر می‌گوید: «آژانس‌های مسافرتی به جای اینکه از ما درباره جایی که می‌خواهیم برویم بپرسند باید این سوال را مطرح کنند که در زندگی‌ات چه چیزی را می‌خواهی تغییر بدهی؟» در سفر با تجربه و مشاهده سروکار داری، با لمس کردن چیزها، با دیدن جاها، با چشیدن مزه‌های جدید و هم صحبت شدن با آدم‌های تازه و این تجربه‌ایست که نمی‌شود با خرید خانه و ماشین مقایسه‌اش کرد. سفر این فرصت را به ما می‌‍دهد که دیگر فقط غرق رویا نشویم، خودمان برویم و رویا را محقق کنیم، مثل وقتی که تعریف غذایی را شنیده‌ای و اولین قاشق را که می‌گذاری در دهانت همه چیز واقعی و ملموس می‌شود.

خوشی با دوام
عکاسی در سفر

می‌توانی پول سفر را خرج خرید چیزهای دیگری کنی، ساعت بخری یا گوشی موبایل جدید، ولی شادی‌ای که از خرید هرکدام از آنها دست می‌دهد به پای شادی سفر نمی‌رسد. نتایج تحقیقات اخیر محققان دانشگاه کرنل آمریکا نشان داده شادی‌ای که به دنبال خرید چیزهای روزمره‌ بدست می‌آوری شادی‌ای نسبی است، به سرعت در زندگیت تبدیل به چیزی عادی می‌شود و به زودی از آن خسته می‌شوی.

براساس نتایج تحقیقات دیگری که توسط جمعی از روانشناسان موسسه فناوری ماساچوست انجام شده، سفر به جایی سرسبز و خوش آب و هوا تا سال‌ها می‌تواند سلامت روحی را بهبود ببخشد. این محققان معتقدند وقتی سفر می‌روی به تجربه‌ای می‌رسی که از نوع کشفی تازه است و اثرش به این زودی‌ها از زندگیت بیرون نمی‌رود و آن را با داشتن چیزهای کوچک نمی‌شود مقایسه‌ کرد. آنها معتقدند حتی اگر تجربه سفر بد و آنقدرها که باید لذت‌بخش نباشد، باز هم از مرور خاطراتش نتیجه‌ای بدست می‌آوری که روی ذهن و فکرت تاثیر می‌گذارد.

سفر اعتماد به نفست را بالا می برد
سفر همه چیز است. مجموعه‌ای است از شادی، ترس، عشق، نفرت، تعجب و سردرگمی و همه اینها شخصیتت را شکل می‌دهد. بر اساس مطالعات دانشگاه کنکورد که در سال ۲۰۱۴ روی ۱۲۰۰ نفر انجام شده، وقتی عزت نفس افراد مسن با ناراحتی، اضطراب و تنهایی کم می‌شود، کورتیزول هورمون استرس افزایش پیدا می‌کند که این موضوع می‌تواند عامل بیماری های قلبی- عروقی باشد. این درحالی است که وقتی سفر می‌کنی امکان مواجهه و گفت‌و‌گو با آدم‌های زیادی را پیدا می‌کنی و همین تو را از تنهایی و انزوا بیرون می‌آورد، اعتماد به نفست را بالا می‌برد و استرس را کم می‌کند.

این محققان معتقدند سفر باعث می‌شود با دنیاهایی فراتر از ذهن محدود خودت مواجه شوی و بفهمی مردم در بقیه جاها چطور زندگی می‌کنند و مواجه با همه اینها تو را از تنهایی و رویا بیرون می‌آورد و وقتی از دنیای خودت بیرون بیایی اعتماد به نفس قبول کردن چیزهای مختلف و غیرمنتظره را هم پیدا می‌کنی. آن زمان که در حال راندن در جاده‌ای هستی و اتفاق ناخواسته‌ای می‌افتد، باید برایش راه حلی پیدا کنی و این اعتماد انجام کارها را بالا می‌برد و از تو آدم منعطفی می‌سازد. جان اشتاین بک می‌گوید سفر مثل ازدواج است، بزرگ‌ترین اشتباه این است که فکر کنی همه چیز تحت کنترل توست.

همکلام شدن با آدم‌های جدید

در سفر شانس ملاقات و حرف زدن با آدم‌های جدید را داری و همکلام شدن با هرکدام از آنها پر از تجربه‌ی تازه است. در سفر مرزهای کمتری برای ارتباط برقرار کردن با آدم‌ها به وجود می‌آید، ساختارهای زندگی روزمره تا حدی شکسته می‌شود و راحت‌تر می‌توان با بقیه معاشرت کرد. تعاملات اجتماعی احساس بهتری به ما می‌دهد، اینکه دقایقی را کنار زنی محلی بایستی و با او گپ بزنی، ملاقات متفاوتی خواهد بود، می‌توانی به داستانش گوش کنی و از او بیاموزی.

گوستاو فلوبر می‌گوید سفر آدم‌ها را فروتن می‌کند چون در سفر شما پهناور بودن جهان را درک می‌کنید. سفر فقط سرگرم کننده و هیجان انگیز نیست. پرده‌ها کنار می‌رود و می‌فهمی دنیای دیگری هم غیر از دنیای تو وجود دارد.

خصوصیات یک همسفر خوب چیست؟

فاصله از نگرانی‌ها

براساس مطالعه مشترک کمیته مطالعات بازنشستگی پیری و انجمن مسافرتی آمریکا، زنانی که حداقل دو بار در سال سفر می‌روند کمتر از آنهایی که هر شش سال یا بیشتر سفر می‌کنند، به حمله قلبی دچار می‌شوند، چون ذهن در سفر آرام‌تر است. همچنین مردانی که به طور سالانه سفر نمی‌روند در مقایسه با آنهایی که سفر می‌روند خطر مرگشان ۲۰ درصد بیشتر است و ۳۰ درصد نیز بیشتر به بیماری‌های قلبی مبتلا می‌شوند.

استرس کمتر

به غیر از مواردی که از پرواز جا می‌مانید، سفر استرس را کم می‌کند. نتایج یک تحقیق نشان می‌دهد سه روز بعد از سفر، احساس اضطراب کمتر می‌شود و آرام‌تر هستیم و این حالت تا هفته‌ها ادامه دارد. بیشتر مردم در سفر شادترند و کمتر نگران کار هستند. نتایج تحقیق محققان دانشگاه کرنل نشان می‌دهد حتی برنامه‌ریزی برای سفر نیز تاثیر مستقیمی روی شادی می‌گذارد.
پژوهشگران هلندی به تازگی درباره ارتباط بین شادی و سفر، تحقیق کرده‌اند. آنها سطح رضایت ۱۵۳۰ بزرگسال هلندی را مورد مطالعه قرار دادند که ۹۷۴ نفر آنها در طول مطالعه در تعطیلات بودند. این پژوهشگران متوجه شدند ماجراجویی خود باعث احساس شادی می‌شود و این حس شاد بودن، حتی در زمانی که خاطرات سفر را مرور می‌کنیم هم ادامه پیدا می‌کند. میریام هارری، سفرنامه‌نویس فرانسوی می گوید: «سفر کردن، فقط تماشا کردن و عکس گرفتن نیست. تغییراتی ایجاد می‌کند. با انسان می ماند و شیوه زندگی‌اش را تغییر می‌دهد».

Cannot get tehran location id in module mod_sp_weather. Please also make sure that you have inserted city name.

  • محبوب ترین ها
  • نظرات

Please publish modules in offcanvas position.