زوج درمانی

زوج درمانی

نوشته شده توسط : / مشاوره خانواده و ازدواج / پنج شنبه, 04 خرداد 1396 15:44

یکی از مراجعات شایع به متخصصان بهداشت روانی مشکلات مربوط به ازدواج و روابط عاطفی است و اغلب خانواده‌ درمانگران عمدتا با زوج‌ها کار میکنند.ابتدا می بایست توضیح داد که زوج درمانی، مشاوره زناشویی و......

 

زوج درمانی

یکی از مراجعات شایع به متخصصان بهداشت روانی مشکلات مربوط به ازدواج و روابط عاطفی است و اغلب خانواده‌ درمانگران عمدتا با زوج‌ها کار میکنند.ابتدا می بایست توضیح داد که زوج درمانی، مشاوره زناشویی و زناشوی درمانی با یکدیگر تفاوتی ندارند. در واقع از نامهای مختلف برای توصیف یک فرایند یکسان استفاده میشود و تفاوت تنها در این است که روانشناسی که از یکی از این واژه ها استفاده می کند به کدام نظریه روان درمانی علاقمند است یا شرکت بیمه ای که هزینه این درمان را پرداخت می کند از کدام عبارت استفاده می نماید.

به زوج درمانی معمولاً به عنوان شکل دیگری از روان درمانی نگریسته میشود. در زناشویی درمانی، تمرکز بر رابطه زناشویی است و نه بر همسری که مشکل روانشناسی در وی تشخیص داده شده است. این تفاوت وقتی آشکار میشود که مشکلات روانشناسانه را با بیماری های جسمی یکی بدانیم و لذا فرد نیازمند درمان را «بیمار» بنامیم. مدل پزشکی در تشخیص و درمان روانشناسی هم رایج است، اما برای توصیف و برطرف نمودن مشکلات روانشناسی فرد ناکافی است. تمامی مشکلات و تغییرات روانشناسی هم دربردارنده نشانگان (یعنی علایم وجود مشکل) در فرد، اعم از مشکلات رفتاری، درگیری ها و یا مشکل در فرایندهای فکری و همچنین شامل تغییرات در روابط بین فردی می باشد.
زوج درمانی بر مشکلاتی که بین زن و شوهر موجود است تمرکز می کند. ولی معمولاً خود این زن و شوهر ها، علاوه بر ناسازگاری در روابط زناشویی، خودشان هم دارای مشکلاتی میباشند. به عنوان مثال، اگر شما بصورت مداوم با همسر خود مشاجره می کنید، احتمالاً بصورت مزمنی مظطرب، عصبانی یا افسرده (یا هر سه اینها) هستید. یا اگر در کنترل رفتار خود دچار مشکل می باشید، با همسرتان نیز بیشتر مشاجره خواهید نمود.

در زوج درمانی روانشناس به فرد و همسرش کمک می کند تا موارد مشاجره انگیز در زندگی زناشویی را شناسایی نموده و به آنها کمک کند تا تصمیم بگیرند که ایجاد کدام تغییرات در رابطه زناشویی و رفتار هر یک از همسران ضروری است تا هر دوی آنها از روابط زناشویی احساس رضایت پیدا کنند.

استفاده از روشهای دیگری برای ارتباط با همسر و یا تغییرات شخصی برای برطرف نمودن مشکلات روانشناسانه فرد می تواند از جمله این تغییرات باشد. زوج درمانی در بردارنده آموزش نحوه برقراری موثرتر ارتباط با همسر و بهتر گوش دادن به وی باشد. همسران می بایست بیاموزند که نبایستی با یکدیگر در رقابت باشند و اهداف زندگی مشترک خویش و نحوه تقسیم وظایف دررابطه زناشویی را تعیین نمایند.فرض درمانگری که در این حوزه کار میکند این است که ناراحتی و ناشادمانی که یک زوج با آن روبه‌رو هستند، چیزی بیش از مشکلات و علائم شخصی آنهاست.زوجی که به درمانگر مراجعه کرده‌اند ممکن است در مورد فاصله‌گیری عاطفی، نزاع بر سر قدرت، اشکال در ارتباط برقرار کردن، حسادت،‌ خیانت و عدم ارضای جنس ی و خشونت شکایت داشته باشند.درمانگر به زوج کمک می‌کند که زندگی‌ مشترک‌شان را مورد بررسی قرار دهند و تصمیم بگیرند که چه تغییراتی لازم است ؛ آنها سعی می‌کنند سوء‌تفاهم‌های دوجانبه، انتظارات غیرمعقول و تصورات بیان‌نشده‌ای که باعث تداوم تعارض میان آن دو میشود را برطرف‌ کنند.

 سیستم‌ها و الگوهای خانوادگی نظریه سیستم‌های خانواده زمانی نظریه غالب در این حوزه بود و هنوز هم به عنوان یک راهنمای کلی برای زوج‌درمانگرها تاثیرگذار است ؛ این نظریه بر الگوهای ارتباط، کنش و واکنش که محیط خانواده را ایجاد و تقویت میکنند، تاکید دارند.

زوج ‌درمانی رفتاری

در یک زوج ناشاد، این سیستم در برابر تغییرات مقاومت میکند، زیرا به یک تعادل ناسازگارانه رسیده است، درست به همان صورتی که علائم شخصی ممکن است در برابر تغییرات مقاومت کنند، زیرا باعث می‌شوند تعادل عاطفی فرد حفظ شود.

زوج ممکن است به طور ناآگاهانه قواعدی برای خودشان گذاشته باشند که درست عمل نمیکند و درمانگر به زوج کمک می‌کند که از وجود این قواعد و الگوها آشنا شوند تا بتوانند آنها را تغییر دهند.هنگامی که دو نفر به خوبی چه به صورت کلامی و چه غیرکلامی، ارتباط برقرار نمی‌کنند، هر یک از آنها ممکن است فکر کند که طرف مقابلش اصول معینی را پذیرفته است، در حالی که این طور نیست ؛ برای مثال شوهر فکر می‌کند زنش پذیرفته است که او تا هر زمانی که فکر می‌کند ضروری است، می‌تواند سر کار بماند، اما زن فکر می‌کند که شوهرش بدون اظهار این مسئله، پذیرفته است که در هنگام شام در خانه باشد.این وعده‌های اظهارنشده سوء‌تفاهم‌انگیز که ناشی از مشکل ارتباطی طرفین است، ممکن است امور جنس ی، وضعیت مالی خانواده یا تعداد فرزندان را در برگیرد.درمانگرانی که بر اساس نظریه سیستم‌های خانواده عمل می‌کنند، اغلب از مفهومی به نام پیوند دوجانبه استفاده می‌کنند، موقعیتی که هنگامی ایجاد می‌شود که طرفین یک زوج پیام‌های متناقض به هم می‌فرستند ؛ پیامی که آن را بیان می‌کند و پیام متناقضی که از طریق ارتباط خاموش عاطفی اظهار می‌کنند.زوج اگر بخواهند تا رابطه خود را حفظ کنند،‌ نباید این تناقض را بپذیرند یا به مقاصد پنهانی آن پاسخ دهند ؛ درمان بر اساس نظریه سیستم‌های خانواده برای آشکار کردن و حل کردن مشکلاتی از این نوع طراحی شده‌ است.

 رفتاردرمانی زوج‌ها سه نوع کمک را برای آنها فراهم می‌کند: تبادل رفتاری، تعلیم دادن ارتباط و آموزش مشکل‌‌گشایی.

در تبادل رفتاری، به هر یک از زوجین کمک می‌‌شود تا یک تغییر مطلوب در رفتار طرف مقابل را تعیین کند و طرفین موافقت می‌کنند با یکدیگر همکاری دوجانبه داشته باشند و درمانگر آنها را تشویق می‌کند تا آخر به این تعهد خود وفادار بمانند و نسبت به هم احترام نشان دهند.تعلیم ارتباط به زوج نشان می‌دهد تا چگونه به حساسیتبه یکدیگر گوش دهند و نیازهای‌شان را بدون اتهام زدن به یکدیگر بیان کنند.در آموزش مشکل‌گشایی، زوج یاد می‌گیرند چگونه موضوعاتی را که تعارض ایجاد می‌کنند، شناسایی کنند، راه‌حل‌های اختصاصی را پیدا کنند، به مذاکره بپردازند و مصالحه کنند.بسیاری از رفتار درمانگرها همچنین تلاش دارند طریقه واکنش نشان دادن زوجین به رفتار نامطلوب را پاسخ دهند ؛ آنها ممکن است از شیوه بازسازی شناختی استفاده کنند که در آن شیوه تفسیر هر یک از طرفین از رفتارهای طرف مقابل تغییر داده می‌شود و زوجین می‌آموزند که از کلماتی مانند همیشه و هرگز استفاده نکنند و پیش از متهم کردن دیگری شواهد را بررسی کنند و عواقب زندگی بر اساس فرضیاتی پوشیده که به درستی آنها اطمینانی نیست را مورد ملاحظه مجدد قرار دهند.

 زوج‌ درمانی با تمرکز عاطفی

زوج درمانی عاطفی نوع دیگری از درمان است که از روان‌ درمانی و نیز از نظریه سیستم‌های خانواده الهام می‌گیرد و بیش از رفتار بر عواطف متمرکز می‌شود.درمانگر به زوج کمک می‌کند که تا به عنوان پیش‌شرط درمان، عواطفی را که تعارض آنها را برمی‌انگیزد،‌شناسایی کنند تا بتوانند الگوهای رفتاری دردسرآفرین را متوقف کنند ؛ آنها آسیب‌پذیری‌های‌شان بیان می‌کنند و احساسات پذیرفته‌نشده‌شان را بروز می‌دهند، ‌بعد موقعیت آنها در پرتو این احساسات مورد بررسی مجدد قرار می‌گیرد تا راه‌حل‌های جدیدی به دست آید.اغلب حل مشکل زوج به قطع کردن یا رهایی از الگوهای یا چرخه‌های پاسخ انعطاف‌ناپذیر منوط میشود ؛ برای مثال یک طرف خشمگین، منتقد و شکایتگر با یک الگوی مداوما تکرار شونده، با طرف مقابلی که حالت تدافعی و انزواجو دارد، مواجه میشود و درمانگر به طرف عصبانی کمک می‌کند تا ناتوانی‌اش در مورد ارتباط برقرار کردن به صورت غیرتهاجمی به گوش دادن به نگرانی‌های طرف مقابل و پاسخ دادن به آنها با حمایت-را درک کند.

 زوج‌ درمانی روان ‌پویشی

درمانگرهای روان‌پویشی معتقدند شیوه‌ای که زوج‌های بزرگسال با یکدیگر رفتار میکنند، به شدن تحت تاثیر الگوهایی است که در دوران کودکی آنها تثبیت شده است ؛ یعنی درس‌هایی که اغلب به صورت ناخودآگاه در خانواده‌ای که در آن بزرگ شده‌اند به آنها آموخته شده است.

درمانگر بر امیال ناخودآگاه و واکنش های دفاعی که آنها نیز عمدتا ناخودآگاه هستند، تاکید دارد ؛ زیرا واکنش‌های دفاعی مانع ابراز کامل این امیال می‌شوند یا آنها را به سوی دیگر منحرف می‌کنند.زوج‌درمانگران روان‌پویشی توجه خاصی بر همانندسازی فرافکنانه یعنی یک واکنش دفاعی که شامل نسبت دادن امیال و تکانه‌های خود شما به طرف مقابل‌تان و رفتار کردن به نحوی به پاسخ‌هایی را برانگیزد که شما متقاعد کند این نسبت‌دادن درست است دارند.شوهری که نمیتواند وابستگی و ضعف خود را تحمل کند و با انعطاف‌نا‌‌پذیری و سلطه‌جویی به عنوان بیانی از قدرت سعی می‌کند به جبران مفرط این خصوصیت خود بپردازد ؛ این رفتار شوهر ممکن است به رفتار وابسته و انفعالی در همسرش بینجامد که او می‌تواند هم همزاد ‌پنداری کند و در عین حال از آن احساس تلخ کامی کند.

به عقیده روان‌درمان‌گران روان‌پویشی، چنین الگوهای مکملی اغلب از روابط دوران کودکی با والدین سرچشمه میگیرد.


زوج درمانی گاتمن

دکتر جان گاتمن ، (John Gottman) روان شناس مشهور آمریکایی و متخصص حوزه خانواده ، بیش از 40 سال است که در زمینه مشاوره خانواده و ازدواج فعالیت می کند، 40 کتاب در زمینه مسائل ازدواج و خانواده نگاشته و در این زمینه ها 190 مقاله علمی هم نوشته است. چند کتاب مشهور وی عبارتند از؛ «7 اصل موفقیت در ازدواج» و «چرا زندگی های مشترک موفق هستند یا به شکست منتهی می شوند» و «افزایش هوش هیجانی کودکان». او چهره شناخته شده ای در رسانه های آمریکاست. او به تازگی در یک نظرسنجی از روان شناسان بالینی آمریکا به عنوان یکی از 10 درمانگر تاثیرگذار در 25 سال گذشته انتخاب شد.

اما شهرت بین المللی او به دلیل کاری است که توانسته در طول 16 سال با بررسی زندگی های زناشویی؛ هم زندگی هایی که به شکست منتهی نمی شود و هم زندگی هایی که به شکست منتهی می شوند، انجام دهد. او این زندگی ها را به قصد کشف دلایل موفقیت برخی ازدواج ها و شکست برخی ازدواج های دیگر مورد مطالعه قرار داد.
بعد از مطالعه زندگی های مشترک زناشویی، گاتمن توانست پیش بینی کند که کدام یک از زوج ها سرانجام زندگی شان به طلاق منتهی می شود و کدام یک با هم باقی خواهند ماند. او توانست این پیش بینی را براساس روش هایی که زوج ها با هم بحث می کنند، بعد از گوش دادن بحث شان با هم برای 5 دقیقه با 94درصد دقت انجام دهد. دقت بالای این پیش بینی ها به این دلیل بود که او کشف کرد که کدام یک از رفتارها به شکست در زندگی زناشویی منجر می شود. او برای این پیش بینی 6 نشانه را به طور دقیق تعیین کرد که نشان می دهند همسران به احتمال زیاد با شکست روبه رو م شوند.
6نشانه منتهی شدن یک زندگی به طلاق

نخستین نشانه: شروع تند و خشننخستین نشانه که طلاق را پیش بینی می کند، شروع بحث است، زیرا 96 درصد از اوقات روش شروع بحث می تواند روشی را که بحث پایان می پذیرد، پیش بینی کند. موقعی که یکی از همسران بحث را با استفاده ای یک شروع تند و خشن همچون منفی بودن ، اتهام یا تحقیر شروع می کند، بحث اساساً محکوم به شکست خواهد بود. در سوی دیگر، موقعی که یکی از همسران بحث را با استفاده از یک شروع نرم آغاز می کند، بحث به احتمال زیاد سرانجام مثبتی خواهد داشت.

دومین نشانه: 4 تعامل منفییک شروع تند و خشن می تواند بحث همسران را به سقوط در یک مسیر تعامل منفی منتهی کند. این تعامل منفی می تواند زندگی مشترک را ویران کند. در حقیقت، چهار نوع تعامل منفی وجود دارد که برای یک زندگی زناشویی مهلک است. معمولاً این چهار نوع تعامل آرام آرام و به ترتیب وارد قلب زندگی های مشترک می شوند: انتقاد، تحقیر، حالت تدافعی گرفتن و اشکال تراشی.

 عیب جویی : نخستین عامل مهلک انتقاد به معنای عیب جویی است بین عیب جویی و شکایت به معنای غرولند کردن تفاوت وجود دارد، زیرا ممکن هر یک از همسران شکایت های خاصی در مورد برخی از خصوصیات یا رفتارهای همسرش داشته باشد. غرولند کردن در مورد برخی از رفتارهای طرف مقابل عادی است، اما روشی که فرد این غرولندها را بیان می کند، مهم تر است. مشکل از جایی شروع می شود که شکایت ها به انتقاد و عیب جویی مبدل می شود. غرولند کردن بر یک رفتار خاص متمرکز است، در حالی که در عیب جویی به شخصیت فرد مقابل حمله می شود. براساس تحقیقات من، عیب جویی در روابط خیلی رایج است و اغلب وقتی استفاده می شود، به تعامل منفی دوم یعنی تحقیر و اهانت منجر می شود.

تحقیر و اهانت: تحقیر و اهانت، اغلب بعد از عیب جویی اتفاق می افتد. عیب جویی می تواند به اظهارات تحقیرآمیز به سوی همسر منجر شود. چند نمونه از این اهانت ها و تحقیرها موقعی است که فرد از طعنه، بدبینی، فریاد زدن، چشم غره رفتن، تمسخر کردن و یا بیان خصمانه استقاده می کند. تحقیر بدترین نوع تعامل منفی از میان این چهار تعامل است، زیرا نفرت را نسبت به شخص مقابل بیان می کند. نتیجه اینکه تعارض افزایش می یابد و موقعی که پیام فرستاده شده به سوی فرد مقابل بیزاری و تنفر از او باشد، حل مسئله تقریبا غیر ممکن می شود.

 حالت دفاعی به خود گرفتن: معمولا موقعی که یکی از همسران از اهانت و تحقیر استفاده می کند، طرف مقابل حالت تدافعی به خود می گیرد که سومین نوع زا تعاملات منفی بین همسران است. دفاعی بودن واکنش بسیار رایج در مقابل بی احترامی و اهانت و تحقیر است. بسیاری از افراد موقعی که مورد انتقاد قرار می گیرند، حالت دفاعی به خود می گیرند، اما مشکل این است که این رفتار هرگز در آن لحظه به حل مسئله کمک نمی کند. حالت دفاعی داشتن در واقع یک روش برای سرزنش همسرتان است. شما با این کار می خواهید بگویید این مشکل من نیست، بلکه مشکل از تو است. نتیجه اینکه مسئله حل نمی شود و تعارض بین همسران افزایش بیشتری خواهد یافت• طفره رفتن افزایش تعرض معمولا به این منجر می شود که یکی از همسران رابطه اش را با طرف مقابل کاهش دهد و این نشانه ای است که چهارمین نوع تعامل منفی یعنی طفره رفتن وارد می شود و یکی از همسران به فرد مقابل توجه نمی کند. طفره رفتن در بین مردان رایج تر از زنان است. این یک راه برای اجتناب از احساس طغیان کردن است که معمولا موقعی که یک تعارض افزایش می یابد، اتفاق می افتد. فرد طفره رونده تمایل که با همسرش بی اعتنایی کند و نسبت به رفتارها و حرف های او حساسیت نشان ندهد که همین موضوع همسرش را عصبانی تر می کند. هر یک از این چهار نوع تعامل می تواند به خودی خود طلاق را پیش بینی کند، اما معمولا آنها که این چهار نوع تعامل منفی را دارند، خودشان را در یک زندگی مشترک ناشاد می بینند.

سومین نشانه: ظغیان کردنسومین نشانه که نشان دهنده این است که زندگی زناشویی به سمت طلاق می رود ، موقعی است که یکی از همسران طغیان کند. طغیان کردن به این معناست که تعامل منفی همسرتان- خواه در ظاهر عیب جویی، تحقیر یا حتی حالت دفاعی داشتن – بسیار درهم شکننده و موقتی است و معمولا به طرف مقابل یک شوک بزرگ دست می دهد. بسیاری از افراد با بی قیدی یا طفره رفتن ، خودشان را از احساس طغیان کردن محافظت می کنند. این قطع رابطه عاطفی می تواند یکی از همسران را از این احساس شدید منفی محافظت کند، اما در همین زمان می تواند به طلاق نیز منجر شود.

چهارمین نشانه: زبان بدنتغییرات فیزیولوژیکی در بدن همچون افزایش ضربان قلب، ترشح آدرنالین و افزایش فشار خون که همزمان با طغیان کردن است، چهارمین نشانه ای که می توان با آن طلاق را پیش بینی کرد. این تغییرات فیزیولوژیکی در بدن ادامه بحث را غیرممکن می کند، توانایی تان برای پردازش اطلاعات را کاهش می دهد به این معنی که توجه به آنچه همسرتان می گوید سخت تر می شود، حل مساله خلاقانه از پنجره ذهنتان خارج می شود و در خزانه رفتاری تان تنها واکنش های دفاعی و از لحاظ منطقی غیر منطقی باقی می ماند؛ رفتارهایی مانند نزاع (برای مثال: انتقاد، تحقیر و اهانت و غیره) یا گریختن (برای مثال؛ طفر رفتن) بحث برای حل مساله که یکی از همسران یا هر دو را به طغیان کردن منتهی کند، محکوم به شکست است و در نتیجه، مسئله حل نمی شود.

پنجمین نشانه: تلاش های اصلاحی شکست خوردهپنجمین نشانه که نشان می دهد یک ازدواج به طلاق منتهی می شود ، موقعی است که اقدامات یکی از همسران در ترمیم و اصلاح تعارض با شکست منتهی شده باشد. اقدامات اصلاحی تلاش هایی هستند که به وسیله همسران برای کاهش تعارض انجام می شوند اقدام اصلاحی جنگ افزار سری همسران خوشبخت است. این تلاش ها استفاده از هر روشی برای اجتناب از هیجانات منفی خزنده خارج از کنترل است. یک اقدام اصلاحی می تواند حرکتی ساده همچون خنده یا لبخند یا عذرخواهی باشد؛ هر چیزی که به همسران برای کاهش تنش کمک کند. هر چند، اگر یکی از همسران احساس طغیان کردن داشته باشد، این اقدامات اصلاحی ناموفق خواهد بود. همسری که احساس ظغیان کردن دارد، خود را از قید بحث رها می کند و اقدامات اصلاحی را بیهوده می سازد.

ششمین نشانه: خاطرات بدخرین نشانه طلاق موقعی است که همسران گذشته مشترک شان را با یک نگاه منفی به یاد می آورند. تحقیقات من نشان دهنده همسرانی که عمیقا با یک منظر منفی به همسرشان نگاه می کنند، اغلب دوباره گذشته شان را می نویسند. منفی گرایی اضافه ای که به این صورت در زندگی همسران وارد می شود، به درک تحریف شده ای منتهی می شود که می تواند بر گذشته، حال و آینده یک رابطه زناشویی تاثیر بگذارد.
منبع:هفت اصل خانواده های موفق . گاتمن

زوج درمانی هیجان مدار

درمان هیجان محور، تاکید خاصی بر یکپارچه سازی هیجان یا شناخت، انگیزش و رفتار دارد. درمانگر به منظور اصلاح هیجان ها، آنها را فعال می کند. در این شیوه ی درمان، شناسایی و بهبود طرح واره های هیجانی اهمیت زیادی دارد. گرینبرگ و پایی ویو این طرح واره های هیجانی را مجموعه ای از اصول سازمان یافته با محتوای فرد-ویژه تعریف می کنند که با هیجان ها، اهداف، خاطرات و تمایلات رفتاری گره خورده اند. طرح واره های هیجانی از تاثیر متقابل تاریخچه ی یادگیری اولیه ی فرد و خلق و خوی فطری او به وجود می آیند. وقتی طرح واره های هیجانی فعال می شوند، تاثیر بسزایی در چگونگی تعبیر و تفسیر وقایع زندگی و واکنش به آنها دارند. هدف نهایی درمان هیجان محور، مانند مدل طرحواره، تغییر طرح واره های هیجانی است. درمان با هدف ایجاد طرح واره های جدید، تجربه ی درونی غیرقابل دسترس... را وارد حوزه ی آگاهی بیمار می کند.

نویسنده

test

test

Cannot get tehran location id in module mod_sp_weather. Please also make sure that you have inserted city name.

Please publish modules in offcanvas position.