ماهیت شرارت

ماهیت شرارت

نوشته شده توسط : / مشاوره فردی / دوشنبه, 22 مهر 1398 15:18

?چگونه ممکن است انسان در قبال انسانی دیگر دست به اقدامات شرارت آمیزی همانند آن چه در جریان جنگ جهانی دوم، قتل عام رواندا، دوران انکیزیسیون در اسپانیا و اقدامات کنونی داعش رخ داده و می دهند، بزند؟ این پرسشی است که ذهن فلاسفه را دست کم از زمان سقراط به خویش مشغول کرده است.امروزه بررسی مفهوم شرارت نیاز به همکاری بین رشته ای میان فلسفه، علوم اجتماعی وعلوم طبیعی دارد. آنچه بیش از همه در این میان پرسش برانگیز است این است که شرارت اغلب از سوی انسان های ”نرمال” انجام می شود که به این نتیجه رسیده اند که درحال انجام کار ”درست” هستند.

?برای یک لحظه هاینریش هیملر را تصور کنید که برای میلیون ها آلمانی در حال ایراد سخنرانی است. او چنین می گوید: ما دارای این حق اخلاقی هستیم. ما این وظیفه را در قبال مردم خود داریم که آنهایی را که می خواهند ما را از بین ببرند از میان برداریم. البته می توان این سخنان را به شخصیت ضداجتماعی و مختل هیملر نسبت داد. اما در مورد آن میلیون ها آلمانی که به این سخنان گوش فراداده و مطابق آن عمل کردند چه می توان گفت؟ ایا همه آنها اختلال شخصیت داشتند؟

?”نوگا آریخا” در یک مطالعه به بررسی تحقیقاتی که درمورد مدارعصبی شرارت انجام شده پرداخته و به این اشاره می کند که چگونه این مدار را می توان به صورت شیمیایی تحریک کرد. ماده آمفتامینی کاپتاگون که از سوی اعضای داعش مصرف شده است بر عملکرد سیستم دوپامینی مغز تاثیر گذاشته و ذخیره سروتونینی کورتکس بینایی-پیشانی مغز را کاهش داده و به رفتارهای خشن، خشک و ضداجتماعی دامن می زند. اما مولف توضیح می دهد که صرف القای یک رفتار به شکل مصنوعی و یافتن مدار مرتبط درمغز به معنی این نیست که تحلیل عصب شناختی حرف آخر را در این میان زده و یا حتی چنین تحلیلی از دیگر سطوح تحلیل اهمیت بیشتری دارد. آریخا چنین می گوید که با آنکه علوم اعصاب به درک انسان از خود کمک به سزایی کرده اند اما قادر به توجیه رفتار سبعانه انسان نیستند. تاریخ سیاسی بشر شاید دراین میان کمک بیشتری کند. مشاهده شده که تحت شرایط مناسب در حدود ۷۰ درصد انسان ها قادر به مشارکت در جنایت به عنوان عضو یک گروه هستند.

?ما همگی حیواناتی داستان گو هستیم. ما به حکایت ها برای ساختار بخشیدن به زندگی خویش و معنی دار کردن آن متوسل می شویم. این حکایت ها می توانند ما را به دو سو، هم به سوی رفتارهای مثبت و هم رفتارهایی به شدت منفی و وحشی گرایانه سوق دهند. از دید سقراط انسان ها به دلیل نادانی دست به شرارت می زنند. برای آنکه راه بهتری را نمی شناسند. این یک بیماری معنوی است که همه بیش و کم از آن رنج می بریم و به کاهش توان همدلی ما می آنجامد. سقراط درمان آن را تربیت معنوی از راه فلسفه می داند. فیلسوفان دوستداران خرد هستند. رواقیون اولین انسان هایی بودند که برای اول بار ایده جهان وطنی را مطرح کردند. همه ما انسانیم با ارزشی یک سان و این انسانیت است که به خودی خود به ما فضیلتی می بخشد که به معنی عدم تبعیض بر اساس نژاد، رنگ، جنسیت، قومیت و مذهب است. این کلام اپیکتتوس بیانگر عصاره دیدگاه آن ها است: به راه سقراط برو، هرگز به این پرسش نپرداز که او از کجا آمده است، از آتن یا از کورینت. بلکه همیشه به یاد داشته باش که من شهروند جهانم

برچسب ها

نویسنده

Super User

Super User

Cannot get tehran location id in module mod_sp_weather. Please also make sure that you have inserted city name.

Please publish modules in offcanvas position.