شاید بارها این جمله را شنیده باشید که می گویند ازدواج هندوانه در بسته است و تا زمانی که دو نفر با هم زیر یک سقف زندگی نکنند، نمی توانند به شناخت درستی از یکدیگر برسند.

شاید این جمله در نگاه اول درست به نظر برسد ولی حقیقت چیز دیگری است و نباید با در نظر گرفتن این جمله ، چشم بسته عمل کرد و شناخت دقیق فرد مورد نظر را به بعد از ازدواج موکول کرد. آمارها نشان می دهند، افرادی که پیش از ازدواج در کلاس های مهارت آموزی و مشاوره شرکت کرده اند تا حدود 30 درصد از خطر جدایی و طلاق در امان هستند و زندگی آن ها نسبت به سایر زوج ها شادتر است.

بسیاری از افراد مهارت آموزی و مشاوره ازدواج را به زمانی موکول می کنند که تقریبا کار از کار گذشته است و حتی بسیاری از دختر و پسرهای جوان خرید کتاب هایی که در آن ها مهارت های ارتباطی و مسائل مرتبط با ازدواج نوشته شده است را غیر ضروری می دانند و معتقدند که تا زمان جاری شدن خطبه عقد احتیاج به هیچ یک از این مهارت:« مشاوره قبل از ازدواج در بین افراد یک کار فانتزی و لوکس محسوب می شود به همین دلیل بسیاری از افراد با مراجعه به مشاوره به نکات ارایه شده توجهی نکرده و تصمیم خود را عملی کرده و بعد از ازدواج و با مراجعه مجدد به مشاوره از کرده خود ابراز ندامت می کنند. برای کاهش آمار طلاق در جامعه باید مشاوره قبل از ازدواج به یک امر اجباری و رسمی تبدیل شود تا جوانان بتوانند ضمن بکارگیری نکات دریافتی از مشاوره ها ، مشکلات خود را بیش از پیش بکاهند.انسان برای ورود به هر دوره جدیدی از زندگی نیازمند آموزش است اگر زندگی زناشویی را جدی ترین دوره رشد هر انسان تلقی کنیم، باور اینکه در این دوره رشد، نیازمند راهنمایی هستیم، عجیب نیست.تصویری که بسیاری از جوانان از زندگی زناشنویی دارند تصویری است که از زندگی والدین خود داشته اند و این یکی از چالش هایی است که جوانان با آن روبرو هستند یعنی جوانان می خواهند مدرن فکر کنند اما سنتی زندگی کنند.

امروزه جوانان به راحتی به پدیده طلاق فکر می کنند و آن به راحتی در دوران نامزدی بر زبان می آورند در حالی که در گذشته والدین ما اعم از مادران و پدرانمان زندگی سنتی داشتند و باور داشتند که باید در بدترین شرایط با یکدیگر سازش کنند. اگر می خواهیم رویکرد مان به زندگی نوین شود چاره ای جز تولید یک باور جدید نیست و آن جدی گرفتن مشاوره قبل از ازدواج است. »


دلیل اینکه بسیاری از افراد از مشاوره های پیش از ازدواج کمک نمی گیرند را می توان به عدم آگاهی نسبت داد در واقع بسیاری از افراد به دلیل اینکه نمی دانند در پیش از ازدواج چه مهارت هایی به آن ها آموخته می شود از مشاوره و شرکت در کلاس ها خودداریمیکنند.

 آموزش
وقتی از آموزش پیش از ازدواج صحبت می شود منظور یک بسته آموزشی و کسب سلسله مهارت های قبل از ورود به عصر جدید زندگی است که با هر نوع الگوی ارتباطی با والدین، دوستان و همکاران متفاوت است .آموزش پیش از ازدواج یعنی اینکه فرد مهارت گفت و گو، حل مساله، مدیریت هیجان، کنترل خشم، مهارت مدیریت ارتباط خانواده ها (که هم اکنون بزرگترین مشکل جوانان است) را فرا گیرد.
مشاوره پیش از ازدواج علاوه بر ارایه آموزش به جوانان، استانداردهای لازم برای ازدواج دو فرد از جمله تطابق ها و ویژگی های سنتی، فرهنگی، تحصیلی، اقتصادی، قومی و قبیله ای، مذهبی و اعتقادی را ارایه می دهد. »


افراد قبل از اینکه تصمیم به ازدواج بگیرند باید به یک شناخت دقیق از خود برسند و دقیقا بدانند که از زندگی چه می خواهند و هدف های خود را روشن کنند.رشد عقلی و جسمی یکی از پیش شرط های ازدواج است البته باید این نکته را در نظر گرفت که سن تقویمی نمی تواند دلیل بر رشد عقلی و شخصیتی باشد و ممکن است فردی با وجود داشتن 35 سال سن مثل نوجوان ها رفتار کند.قبل از اینکه فردی بخواهد ازدواج کند باید مشکلات روانی خود را با کمک مشاور حل کند برای مثال یک شخص افسرده یا عصبی نمی تواند ازدواج موفقی داشته باشد.خیلی از افراد بر این باورند که تا زمانی که شرایط ازدواج فراهم نشده نباید به مطالعه و مهارت آموزی بپردازند ، برای داشتن یک ازدواج موفق باید چنین باور نادرستی را کنار گذاشت و قبل از آمدن یک فرد جدید به زندگی مان دانسته های خود را افزایش بدهیم.

  
اگر برای مشاوره پیش از ازدواج قصد دارید کاری انجام بدهید باید به یکسری نکات توجه کنید . پیش از هر چیز باید گفت که برای این کار مراکز معتبر را انتخاب کنید و از مهارت و تجربه فرد مشاور مطمئن شوید. متخصصین روانشناسی گزینه بهتری برای شما به حساب می آیند چرا که این افراد علاوه بر اینکه بر مسائل و مشکلات زندگی مشترک آشنایی و تسلط دارند ، ویژگی های شخصیتی را هم می توانند تشخیص بدهند.

برخی از مراکز مدعی هستند که شما با انجام یکسری از تست های روانشناسی می توانید فرد مناسب خود را شناسایی کنید در این رابطه باید گفت که انجام این تست ها اگر چه خوب هستند ولی به تنهایی نمی توانند کمکی به شما کنند و تنها جنبه تجاری دارند در واقع تست ها در کنار مشاوره به ویژه مشاوره فردی معنادار می شوند. مشاوره پیش از ازدواج بهتر است به شکل خصوصی انجام شود تا اثر بخشی بیشتری داشته باشد به این شکل مشاور می تواند وقت بیشتری را صرف شما کند و کار تخصصی تر می شود ولی در شرایطی که مشاوره به صورت گروهی است امکان اینکه بتوان به همه سئوالات پاسخ داد وجود ندارد. گاهی اوقات دختر و پسر جوان تمایل دارند که به تنهایی برای مشاوره مراجعه کنند در حالی که وقتی مشاوره به صورت 2 نفره باشد خیلی بهتر خواهد بود و در صورتی که خود متخصص روانشناسی تشخیص مشاوره خصوصی را بدهد به شما اعلام می کند.معمولا خانم ها بیشتر از آقایان اصرار به گرفتن مشاوره دارند و برخی از آقایان برای مشاوره پیش از ازدواج وقت نمی گذارند در این رابطه باید گفت که در زندگی مشترک 2 نفر نقش می آفرینند پس هر 2 نفر باید آگاهی های لازم را پیش از ازدواج کسب کنند تا مشکلات و مسائل به حداقل برسد.

اگر کسي بخواهد ازدواج کند، بهتر است اول به يک مشاور مراجعه، خودش را به او معرفي و روحياتش را کاملا بيان کند. در اين فرآيند، مشاور سوالاتي از او مي پرسد تا ببيند که اين فرد چه ويژگي هايي دارد. بعد از اين پرس و جو به او مي گويد که چه همسري برايش مناسب است يا خصوصيات رواني همسرش بايد چگونه باشد؟

به لحاظ عاطفي و اخلاقي بايد چه طور باشد و تا اندازه اي حدود انتخاب را برايش مشخص مي کند. به هر حال در مرحله اول براي اين که فرد مقداري خودش را بشناسد،بهتر است به يک مشاور مراجعه کند و بعد از اين که خودش را شناخت بايد ببيند بر مبناي اين خودشناسي چه فردي برايش مناسب است؟ سپس همسرش را انتخاب کند.

 

تا چه حد مي توان به مشاوره پيش از ازدواج اعتماد کرد؟

در واقع مشاوره پيش از ازدواج مي تواند به ما راهکارهايي بدهد تا انتخابي درست داشته باشيم. مشاور چند کار را انجام مي دهد؛ يکي اين که فرد را به خودش مي شناساند. گام دوم اين است که طرفين را به هم مي شناساند و سپس اگر تشخيص مي دهد فردي مبتلا به اختلال يا مشکلي است، تشخيص خودش را اعلام مي کند تا به طرفين در تصميم گيري کمک کند. از اين رو گاهي لازم است آزمون شخصيتي از افراد بگيرند و اختلالات گوناگون تشخيص داده شود؛مثلا ممکن است يک نفر پارانوئيد داشته باشد يا مبتلا به افسردگي باشد که اين اختلالات براي افراد معمولي قابل تشخيص نباشد. ممکن است از ديد يک فرد معمولي، يک نفر غيرت زياد داشته باشد ولي از نظر مشاور اين فرد دچار نوعي بيماري و اختلال پارانوئيد است. يا مثلا مشاور مي تواند بفهمد که يک شخص وسواس دارد يا نه؟ در حالي که يک فرد ممکن است نتواند با فرد وسواسي زندگي خوبي داشته باشد و زندگي آن ها به طلاق بينجامد. نکته بعد اين که مشاور مي تواند راه هاي تحقيق را به طرفين ياد بدهد يا به آن ها، چگونگي شناخت خانواده طرف مقابل را بياموزد يا معيارها و جايگاه آن ها را مطرح و کمک کند تا فرد در برخورد با مسائل عاميانه روشن بينانه رفتار کند؛ مثلا در جامعه ما مرسوم است که مي گويند شما ازدواج کنيد، بعد از خطبه عقد مهرتان به دل هم مي افتد، اما مي بينيد که پس از ازدواج هم محبتي ايجاد نمي شود. بنابراين مشاور مي تواند به آن ها بگويد که در حين گفت وگوها بايد علاقه به ازدواج پيدا شود. يا بعضي مي گويند که قيافه و ظاهر مهم نيست و بعد از مدتي عادي مي شود؛ در حالي که ممکن است فردي با اين نيت با فردي که از نظر زيبايي در سطح دلخواهش نيست، ازدواج کند اما بعد از مدتي دچار چشم چراني شود. 

 

روش هاي شناخت طرف مقابل در جلسات پيش از ازدواج چيست؟

براي شناخت طرف مقابل، کارهاي زيادي مي توان انجام داد. يکي از آن ها «گفت وگو» است که کمک مي کند تا فرد را بشناسيم. از قديم گفته اند «تا مرد سخن نگفته باشد، عيب و هنرش نهفته باشد». امام علي(ع) مي فرمايند:«سخن بگوييد تا شناخته شويد». راه دوم، شناخت فرد از طريق دوستانش است. «تو اول بگو با کيان زيستي، آن گه بگويم که تو کيستي» راه سوم، مقايسه ادعا و عمل طرف مقابل است. فرد ممکن است بگويد که درآمد خوبي دارد اما زندگي اش محقر باشد يا مي گويد که کتاب زياد خوانده  است ولي اگر اسم چند تا از آن  کتاب ها را بپرسيد، بگويد يادم نيست. معلوم مي شود اين ادعا با آن عمل تناسب ندارد.
نکته بعدي، اوقات فراغت است که چگونه پر مي شود. مثلا بعضي افراد به کارهايي مي پردازند که باعث آرامش آن هاست. بعضي نيز به نحوي از اين اوقات استفاده مي کنند که مي تواند نشانه تندي آن ها باشد. مسئله بعدي، توجه به ورزش هايي است که فرد علاقه مند به انجام آن هاست.مثلا فردي که دووميداني و شنا انجام مي دهد، طبع ملايم تري دارد. از طريق کتاب هايي که فرد مطالعه مي کند نيز مي توان به روحياتش پي برد. گاهي براي اين که بتوانيم شخص را بشناسيم، بايد سوال هايي از او بپرسيم که به او جهت ندهيم تا او فکر خودش را بگويد، مثلا بپرسيم که نظر شما درباره مسافرت چيست؟ يا نظر شما درباره معاشرت چيست؟ اين جا معلوم نمي شود که سوال کننده، خودش گرايش به کدام طرف دارد. دروغ گويي فرد را چطور مي توان تشخيص داد؟ مي توان درجلسات مختلف خواستگاري يادداشت برداري کرد. از روي آن ها مي توانيم بفهميم که حرف هايي که زده است با حرف هاي جلسات قبل متفاوت است است يا نه، چون آدم هاي دروغ گو کم حافظه اند و يادشان نمي ماند که جلسه پيش چه گفته اند. به اين شکل مي توان دروغ گويي يا صداقت طرف مقابل را شناخت. نکته بعد، تحقيق است. ما مي توانيم با تحقيقات از محل زندگي و محل کار، شخص را بشناسيم مثلا مي توانيم به محل کارش مراجعه کنيم و ببينيم برخوردش با ارباب رجوع چگونه است در پايان يادآور مي شوم کساني که پيش از ازدواج، خوب راهنمايي شوند نيازشان به مشاوره بعد از ازدواج کم مي شود .   

 

درباره مرکز مشاوره آفتاب

آمار سایت

مهمانان

افراد آنلاین

مشترک ما شوید!

بالا
ما از کوکی ها برای توسعه وب سایت استفاده می کنیم. ادامه استفاده شما نشان دهنده رضایت شماست. جزئیات بیشتر...